تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
پردهء خفا از نظر اقبالش « 1 » مرتفع مىگرديد . چون زياده بر سى سال بدين منوال بسيارى از سالكان راه هدى و رهروان مقصد اقصى را به مقاصد و مطالب رسانيده ، تيسّر درجهء طالع حياتش به قواطع منتهى گرديده آفتاب زندگانىاش به مغرب افول جاودانى ميل فرمود و امراض متضادّه كه از علاج هريك ديگرى تقويت گرفتى عارض ذات خجسته صفاتش گرديد . از آن حضرت منقول است كه روزى در غلبهء ضعف و ناتوانى به زبان الهام بيان گذرانيد كه : « از عالم سروش به گوش هوشم رسانيدند كه تمامى امراضى كه بر بدن انسان مقدّر است به هيئت اجتماعى بر بدنت مستولى گردانيدند ، و ثواب آن مجموع امراض كه معيّن است به تو ارزانى داشته‌اند و در اوقات ضعف و ناتوانى و شدّت و صعوبت امراض از براى هر نماز و دعا تجديد وضو به فعل مىآورد و از استيلاى ضعف اگر بر ركنى از اركان نماز قدرت نداشتى به اشارهء عاليه‌اش مريدان امداد نمودى كه تا از قوّت به فعل آمدى . » چون دانست كه قواى جسمانى از مقاومت امراض عاجز مىآيند منصب ولايتعهدى و ارشاد فرق أمم به ولد ارشد خود ، شيخ صدر الملّة و الدّين موسى ( 12 ) ، كه نبيرهء دخترى شيخ زاهد بود ، مفوّض داشت و فرمود : « سيّد كمال الدّين اصفهانى كه از اعيان مريدان صاحب كمال بود ، به سنن و واجبات غسل و تكفين عمل نمايد » . بعد از اداى وصيّت [ 12 ب ] و تعيين ولايتعهدى ، به تلاوت كلام مجيد ربّانى قيام نمودند . چنانچه مدّت دو روز بلافاصله به مداومت تلاوت ، اوقات فرخنده ساعات مصروف داشتند تا در روز دو شنبه دوازدهم شهر محرم الحرام سنهء ثلثين و سبعمائة [ 730 ه / 1329 م ] ، قريب به نصب النهار ، نداى
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
« 2 » از دوست حقيقى استماع نمود و در جواب آن نداى حقّ كلمة اللّه را به اعلاى صوت در غايت هيبت ادا نموده هماى روح پرفتوحش به آشيان رياض رضوان به مرافقت ( ألا إنّ أولياء اللّه لا يموتون لكن ينتقلون من دار إلى دار أخرى ) ميل نموده از اغذيهء ايشان
لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ
« 3 » قوت روح حاصل كرده با حريفان بزم
إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً
« 4 » از پيمودن جام مسرّت انجام راح و ريحان روح پرفتوح را منبسط گردانيد .
هامش
( 1 ) ف : ايفان . ( 2 ) فجر : 28 . ( 3 ) واقعه : 21 . ( 4 ) دهر : 5 .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 80 | ميرزا بيگ جنابدى