درآمده رقم نسخ بر صفحهء اعمالش كشيد و بقيّهء فصل شتا در قراباغ قرين اقبال بگذرانيد .
سبب توجّه قرچغاى خان بعد از قتل ذو الفقار خان به ميانهء ايل قمق و قيتاق به حسب ظاهر در اردوى كيهانپوى در ألسنه و افواه بر سبيل رجفه به نوعى كه مذكور رقم بيان گرديد داير و ساير بود ، امّا از ثقات صحّت شعار استماع افتاد كه چون داراى زمان صاحب سرير ايران بر ارادهء فاسدهء ذو الفقار خان به الهام ارباب الدول ملهون اطّلاع حاصل فرمودند بر طريق خفيه بيرون از حضور اركان دولت حضرت قرچغاى خان ، سپهسالار ايران ، را طلب داشته گوش هوش وى را به نصايح مشتمل بر تيقّظ و تحفّظ بياراست و به نوعى كه مرقوم قلم وفا رقم گرديد وى را با آن سپاه به ممالك شيروان مطلق العنان گردانيده به قتل ذو الفقار خان مأمور گردانيد . ايضا چنان مقرّر داشتند كه بعد از قتل ذو الفقار خان به ميانهء ايل قمق و قيتاق و ساير قبايل آن ولايت رفته بدون مرافقت سپاه مجهولوار آن جماعت را به عنايات بىغايت مستمال گردانند و چنان مذكور نمايند كه قتل ذو الفقار خان خاص مبنى بر سوء سلوك و مخالفت اين جماعت به فعل آمده و به هر [ 440 ب ] نوع كه مقتضى باشد در استرضاى خاطر آن قوم كوشيده رؤساى ايشان را به درگاه جهانپناه آورند .
چون قرچغاى خان بر حسب فرمان داراى زمان بر نهج مذكور متوجّه ولايت شيروان گرديد نخست به طريقى كه در شقّ اوّل مذكور قلم تدبير گرديد وارد آن ممالك گشته بر نهج مسطور ذو الفقار خان را به قتل رسانيد و بعد از آن منفرد با يكى از معتمدان خود بىحضور امرايى كه مرافق وى بودند متوجّه ايل قمق و قيتاق گرديده جمهور اعيان آن جماعت را به سخنان دلپذير مشتمل بر عواطف خسروانه مستمال و اميدوار گردانيد و چنان مذكور ساخت كه قتل ذو الفقار خان جهت استرضاى خاطر شما به عمل آمده ؛ چه در مدّت حكومت خويش ذو الفقار خان مكرّر لشكر ظفر اثر قزلباش را به مقام و مراتع آن جماعت برده بر نهب اموال و أسر اطفال و عيال ايشان اقدام مىنمود . از آن جهت تمامى ايل و الوس آن حدود سر از ربقهء فرمانبرى پادشاه ايران كشيده در اطاعت و انقياد سبيل عليل مخالفت مىپيمودند تا آن كه قرچغاى خان بر نهج مذكور مجهولوار به ميان قوم رفته جمهور ايشان را به عواطف خسروانه مستمال گردانيد . آنگاه رؤساى ايشان را به خلع شاهوار و اعطاى اسب و كمر و انواع عطايا نوازش نموده باز به اوطان خودشان مرخّص گردانيد .
چون حقيقت اين قضيّه بر نهج مسطور بر أعالى و ادانى موكب همايون ظاهر نبود اكثرى رفتن قرچغاى خان را به آن حدود حمل بر فرار نموده به نوعى كه در شقّ اوّل مذكور گرديد نقل مىنمودند و هريك سبب رنجش قرچغاى خان را به شقوق مختلفه
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 815
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٨١٥