پادشاه مملكت بخش بر عكس ارادهء وى چون خاطر خطير از انديشهء فساد پيشه ذو الفقار خان فارغ گردانيد دارايى آن مملكت به يوسف خان ميرشكارباشى ، كه وى نيز از اعيان غلامان خاصهء شريفه بود ، متعلق ساخت و چون از وجود قرچغاى خان در درگاه عرش اشتباه گزير نبود پادشاه بندهنواز مهاجرت و مباعدت وى از موكب همايون جايز نمىداشت ؛ چه ، استظهار سپاه و مقاومت و مكاوحت با مخالفان منوط و مربوط به ذات شجاعت صفات وى مىداشت . ايضا در ازاى خدمات پسنديدهء وى عواطف خسروانه زياده از تفويض مملكت شيروان در خاطر همايون رسوخ داشت و اين معنى بر قرچغاى خان مشتبه بود .
چون خبر تفويض اميرالامرايى ولايت شيروان به يوسف خان مسموع قرچغاى خان گرديد به غايت آزرده خاطر گشته با پادشاه جهان دل دگرگون كرده بود و از راه در بند عزيمت ولايت لگزى و تاتار پيشنهاد همّت گردانيد كه از آن موضع به درگاه قيصر عنان تاب گردد .
چون روزى ديگر فرار وى بر سران سپاه ظاهر گرديد از تعاقب وى مأيوس گشته [ 439 الف ] متوجّه بلدهء شماخى گرديدند ؛ چه از موضعى كه بر مركب فرار سوار گرديده بود تا الگاى مخالف يك شب مسافت معيّن بود و بر تعاقب وى فايدهاى مترتّب نمىگرديد . لاجرم عنان مراجعت به طرف شماخى معطوف داشتند و در آن بلده توقّف جايز دانسته حقيقت به درگاه جهانپناه معروض گردانيدند . پادشاه مؤيّد را از فرار قرچغاى خان ملال فراوان روى داده امّا بر كسى از مقرّبان ظاهر نگردانيد و در ساعت همان شخص را ، كه خبر فرار وى آورده بود ، مراجعت فرمود و به سپاهى كه مرافق وى بودند فرمان همايون صادر گرديد كه تا وصول يوسف خان در بلدهء شماخى موقوف باشند . در ساعت يوسف خان را با طبل و علم و خيل و حشم و منشور اميرالامرايى شيروان بدان صواب ارسال داشتند . يوسف خان با جهان مباهات مخلّع به خلع گرانمايهء خسروانه متوجّه دار الملك شيروان گرديد . بعد از طىّ مسافت در ساعتى مختار داخل آن بلدهء فاخره گشته سرداران سپاه قرچغاى خان را يكانيكان به عواطف مناسب نوازش نمود و تنسوقات و هداياى لايقه جهت هريك ارسال گردانيد .
امّا قرچغاى خان چون به واسطهء يأس از دارايى شيروان از بندگى شاه جهان قطع اميد نمود ، چنان كه مرقوم كلك بيان گرديد ، يكى از معتمدان خويش از بلدهء تيمورقاپى به راه لگزى بر سمت قسطنطنيّه نهضت فرموده به ميانهء ايل و احشام قمق و قيتاق داخل گرديد .
بنا بر مواضعه ملازم خويش را آقا قرار داده خود به طريق ملازمان با وى سلوك پيش گرفت .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 813
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٨١٣