تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
يك روز به ديدار صفى مشرّف مىگردى » . آن خضر سيرت ، حسب الارشاد شيخ زاهد صبحدمى متوجّه مقصد گشته در وقت عصر به قريهء كلخوران ( 8 ) ، كه محلّ اقامت شيخ صفى الدّين بود ، به سعادت ملاقات آن زبده و خلاصهء امكان وجود فايض گرديده سبب توجّه خويش بيان نمود و آن حضرت بقيّهء آن روز صرف تهيّهء اسباب ملاقات شيخ نموده صبحدمى كه راهنماى زاويهء سپهر بر سر خنگ فلك تيزرو بر آمد آن سالك طريق عرفان بر زبر اسب جردهء خود چون مهر بر ذروهء سپهر برآمده خضر چون خضر در ركاب صفوى انتسابش روان گرديد . روزى ديگر هنگام شام به سور مروه رسيده به شرف ملاقات شيخ زاهد مشرّف گرديده بعد از تقديم لوازم پرسش و نوازش فرمود : اى صفى ! عن‌قريب هادم اللّذات ميانهء ما طرح مفارقت انداخته ، از حضور يكديگر به صد حسرت مأيوس خواهيم گرديد و شربت ناگوار معامله ناگزير مىبايد چشيد . هريك از اصحاب موضعى جهت مدفن من اختيار مىنمايند . مختار تو كدام موضع است ؟ شيخ صفى الدّين قطرات عبرات بر وجنات هميون روان گردانيده فرمود : چون مسكن مألوف و مسقط الرأس ملازمان گيلان است ، اولى آنكه مدفن متبرك ايشان نيز در آن مقام باشد . ( 9 ) اين سخن موافق طبع شيخ زاهد اوفتاده به تهيّهء اسباب راه امر فرمود و شيخ صفى الدّين حسب الفرمودهء آن حضرت خدمتش را به آستارا ، كه از مواضع گيلان است ، نقل فرمود . بعد از انقضاى چهارده روز هماى روح پرفتوح آن شمع انجمن رشد و رشاد متوجّه آشيان قدس گرديد و دود اندوه از نهاد اصحاب ارادت بلند گشته كلمهء كريمهء
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« 1 » ورد زبان و بيان گردانيدند [ 11 الف ] . شيخ صفى پس از ختمات كلام مجيد ربّانى و لوازم تعزيه ، جسد جسمانى آن حضرت موافق طريقهء مرضيهء ائمّهء اثنىعشريّه غسل و تكفين نموده بر جنازهء محفوف به رحمت بىاندازه‌اش نماز گزاردند و در محلّ مناسب از آن ناحيه دفن فرمودند . پس از آن به تعمير مدفن آن وحيد زمن پرداخته به جانب
هامش
( 1 ) بقره : 156 .