تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦
ميرزا سالما غانما به قبّة الاسلام بلخ داخل گشته از آن مهلكه به مأمن نجات رسيد . امّا پادشاه گيتىستان بعد از قرار و تمكّن بر سرير دار السّلطنهء هرات به تفحّص احوال معركهء رزم پرداخته مبارزان [ ى ] كه در نام و ننگ كوشيده در مضمار محاربه غايت مردانگى به ظهور رسانيده بودند به اعطاف خسروانه نوازش يافته و كسانى را كه جبن و بددلى از كوشش متقاعد گردانيده فراغت بر مشقّت اختيار نموده و در كوشش تهاون ورزيده بودند به عتاب مقرون به عقاب مؤاخذ فرمودند ؛ چه ، در آن روز مشقّت‌اندوز معركهء رزم مشاهد پادشاه ربع مسكون گشته سعى و تهاون جبان و شجعان بر رأى ملك‌آراى واضح و لايح بود . از آن جمله سپاه فرهاد خان به يك‌دو مرتبه از پيش صدمهء مخالفان روگردان گشته دفعهء اوّل به معاضدت گنجعلى خان مراجعت نموده بودند و مرتبهء ثانى به ظهور رايت سپهر آيت پادشاه سكندر اساس و سعى اجتهاد نوّاب الله‌ويردى خان كه مخالفان انهزام يافته بدين وسيله معاودت فرموده بودند چنان كه اگر اندك زمانى آفتاب موكب همايون از افق تأييد طالع نگرديدى فرهاد خان و سپاهش تا عراق در هيچ مقام توقّف ننمودى . القصّه ، اين تهاون و بددلى از فرهاد خان [ 392 ب ] كه ركن ركين سپاه فيروزى دستگاه بود نظر كيميا اثر همايون به غايت مستكره افتاده از روى سياست و غضب سعير لهبش فرمان قضاء امضاء بعد از انقضاى چهل روز كه به حكومت و فرمانروايى دار السّلطنهء هرات مفتخر و مباهى مىبود به ضرب عنقش صادر گرديد و نوّاب الله‌ويردى خان قوللرآقاسى والى فارس ، بدين امر مأمور گرديده با جمعى از غلامان بهرام صولت به مقرّ فرهاد خان توجّه نموده خسرو بيگ مدعوّ و مشهور به چهاريار ، كه يكى از غلامان عمدهء خاصّهء شريفه بود و متابع الله‌ويردى خان ، سر پرغرورش از بدن انفصال داده بر سر نيزه نصب فرموده گرد محلّات شهر و اردوى كيهان‌پوى گردانيده عبرت ديگران گرديد . پس از آن خاطر خطير اشرف متوجّه انتظام ممالك خراسان گشته دارايى دار السّلطنهء هرات را به قبضهء اقتدار و انامل اختيار نوّاب خانى حسينخان شاملوى قورچى شمشير مفوّض گردانيدند و آن جناب را اميرالامراى خراسان گردانيده سر افتخارش از ذروهء تدوير بهرام بگذرانيدند . بر مشهد مقدّس بوداق خان چگنى را والى ساخته ، محراب خان قاجار را بر سركارتون فرمانروا گردانيدند . بر قاين و قهستان قنبر سلطان قنبرلو را حاكم ساخته و همچنين ساير بلاد و ولايات خراسان به حكّام عدالت شعار متعلّق گردانيدند . چون نور محمد خان والى مرو ، در زمان فترت عبد اللّه خان از بيم ولد وى پناه به درگاه جهان‌پناه برده اكثر به محافظت و ملازمت مجلس بهشت‌آيين مباهى مىنمود در آن ولاكه خراسان به تصرّف اولياى دولت قاهره قرار گرفت همّت والانهمت پادشاه