تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
مذكور گردانيد كه اگر مدّت مديد در ظاهر اين قلعه اقامت بايد نمود تا وى را به چنگ نياوريم به مهمّات ديگر نخواهيم پرداخت ، من انذر اعذر . تفقّدات مشتمل بر اطاعت و تهديدات محتوى بر مخالفت چون مسموع دولتيار خان گرديد . جز خروج چاره نديده با تيغ و كفن به درگاه جهان‌پناه توجّه نمود . پادشاه جهان بعد از امعان نظر در احوال آن بىدولت اطوار وى پسند خاطر اشرف نيامده به مضمون آن كه ، بيت :
رخنه‌گر ملك سرافكنده به * لشكر بدعهد پراكنده به
به قتل وى امر فرمود . هم در ظاهر آن قلعه وى را و متابعانش را مثله نموده عبرة السائرين از اشجار درآويختند و بوستان آن حدود از خار وجود وى پرداخته اعيان متابعان آن‌گاه مقضى المرام به دار السّلطنهء اصفهان معاودت نموده ابواب نشاط و كامرانى بر روى روزگار مفتوح داشتند . پس از آن در هواى تسخير خراسان دارايى همدان و قلمرو علىشكر را به قراحسن استاجلو مفوّض داشته به لقب خانى در مرتبه‌اش افزودند . ممالك كرمان بعد از آن كه از تصرّف افشار انتزاع يافته يك‌دو سال به سركار خاصّهء شريفه منصوب بود پس از آن به اقطاع گنجعلى سلطان زيك مقرّر گشته وى را نيز به لقب خانى و خطاب بابايى سرافراز گردانيدند . بر بلدهء دارالمؤمنين قم حسين خان شاملوى قورچى شمشير را والى ساخته در حكومت آن ولايت [ 382 ب ] دست اقتدارش از سپهر بگذرانيد . دارايى مملكت فارس را به الله‌ويردى خان قوللرآقاسى ، كه به شجاعت ذاتى و درايت تدبير و اصابت رأى و مملكت‌دارى از ساير امراى عظام و خوانين عالىمقام ممتاز مىزيست و در بذل احسان و اطعام ممتاز و سرافراز بود ، متعلّق گردانيد . آن جناب را در مملكت فارس فتوحات گوناگون دست داده ، از آن جمله قهر و غلبهء جماعت افشار و الوار كوه‌گيلويه بود و تصفيه و تسخير آن ولايت و ولايت اهواز از تصرّف معاندان و متمرّدان آن حدود و ديگر تسخير و انتزاع مملكت لار و گرمسيرات ساحل درياى عمّان و جزيرهء بحرين از متصرّفات قديم آن چنان كه در اندك زمان به تدبير صايب و عزم درست و ارسال جنود ظفر ورود مجموع آن ولايت انتزاع نموده داخل محروسهء پادشاه جهان گردانيد و مملكت فارس بىشركت غيرى به تحت تصرّف درآورده از آن ممالكت پيوسته سى هزار سوار مكمّل مزيّن چه از غلامان خاصهء شريفه و چه از چريك و يساقى در ظلّ رايت فتح‌آيتش اجتماع مىنمودند كه به هر جانب كه به امر پادشاه ايران توجّه نمودى از مخالفان كسى را ياراى مقابله و محاربه و مجادله نبودى . به دستور دار المرز و استرآباد و گيلانات و آذربايجان و ولايت بسطام و دامغان و سمنان به اقطاع ركن الدّولة فرهاد خان