طرف معسكر مقيم گرديد كه از هر طرف كه به كمك و مدد احتياج افتد ابواب معاونت بر آن طرف مفتوح دارد . توپچيان قدرانداز در پيش صف سپاه مستعدّ كارزار ايستاده تا كرا بخت ياورى كند و كرا بر خاك نااميدى نشاند . جنود اوزبك نيز جوانغار و برانغار بر امراى نامدار قسمت نموده قوزى ميرزا بر جوانغار باشليغ گرديد و سيّد محمّد سلطان بر برانغار لواى انتقام برافراشت . باقى ميرزا برادر دينم خان در برابر محمّد سلطان جهت مدد طرف مغلوب معيّن گرديد . مير محمّد قاسم ازغندى با سيصد پياده تفنگچى بر مقدّمهء سپاه اوزبك اقامت ورزيدند .
ايضا از اتفاقات مذمومه آن كه در تضاعف اين صفآرايى از پيش پادشاه زمان شاه عبّاس تشريفى گرانمايه جهت سليمان خليفه وارد گرديد و منشور اميرالامرايى خراسان نيز به اسم وى به توقيع وقيع مزيّن گشته به عواطف خسروانه سرافراز و مستمال گشت ؛ ( چه در آن وقت مراجعت سليمان خليفه از زمين داور و تصرّف وى سركارتون را و اتّفاق امراى اربعه مسموع بارگاه جلال گرديده بود تدبير امور ملكى چنان متقاضى گرديد كه امرا را مستمال گردانند و جهت هريك تشريف خاص ارسال دارند و به هنگام معركهء قتال تشريفات خاص به امراى اربعه رسيد . ) « 1 » از ورود اين مواهب پادشاهانه عرق عصبيت و انانيّت شاه بوداق سلطان و مصطفى سلطان به حركت آمده با يكديگر ملاقات نمودند و از اين مقوله سخنان آغاز كرده گفتند كه : « استعداد هريك از ما ضعف اقتدار سليمان خليفه است و جنود ما نيز از حيث كميّت و كيفيّت بر لشكر وى به صفت تضاعف موصوف و چندان كه در خراسان [ 355 ب ] سعى و اهتمام به عمل آوريم به اسم وى اشتهار خواهد يافت . چه لازم كه ما مشقّت كشيم و ديگرى بهره برد » ؟ پس آنگاه آن بىعاقبتان در اين وقت از حركت كردن پشيمان گشته بر خاطر قرار دادند كه در حالت گرمى هنگامهء قتال پشت بر معركهء كارزار كرده خليفتين را در ميان خصمان بگذارند .
در اثناى اين انديشه باقى سلطان با پيادگان مير محمّد قاسم ازغندى و هزار بهادر نامى آغاز محاربه نموده به صرصر هيجا آتش كارزار اشتعال دادند . از سپاه قزلباش محمّد سلطان برادر سليمان خليفه توپچيان را بر حرب تحريص نموده با گروهى انبوه از مبارزان قزلباش به مضمار حرب مبادرت نمودند . چون چند مرتبه حملات و مراجعات مقدّمه بر دو سپاه به عمل آمد در اين اثنا تفنگى اتّفاقى بر مقتل محمّد سلطان آمده بدان زخم از مركب بر روى زمين قرار گرفت . از حاضران آن معركه استماع افتاد كه آن تفنگ از مواضعهء امراى حسود به عمل آمده بود . بالجمله ساعتى بعد از قتل محمّد سلطان
هامش
( 1 ) - د : ندارد .