157 تقرير مقال در بيان كيفيّت انتقال دار السّلطنهء هرات به تصرّف اوزبكيّه و مآل حال علىقلى خان و بيان انتقال ممالك خراسان به حيطهء تصرّف اوزبكيّه
سابقا مرقوم كلك بيان گشت كه علىقلى خان شاملو بنا بر حرمان خدمات پادشاه جهان و مغلوب گشتن از ابناى جنس بىتأمّل از فرمانفرماى توران عبد اللّه خان ، استمداد نمود كه به معاضدت وى از خصمى چون مرشد قلى خان انتقام كشد . چون سپاه عبد اللّه خان بنا بر طلب وى به خراسان توجّه فرمود از گفتار و كردار نادم گشته [ 349 الف ] به موافقت مخالفان اين دولت همداستان نگرديد . از اين جهت نايرهء غضب سالار توران اشتعال پذيرفته همّت بر استيصال شاملوان و تسخير دار السّلطنهء هرات مصروف داشته قريب به يك سال به امر محاصره و تضييق شاملوان پرداخت . چون قوّت مقاتله و مدافعه به سبب انتقاص ذخاير از محصوران مفقود دانست به جنگ سلطانى پرداخته قلعهء هرات را جبرا و قهرا انتزاع فرمود . ( 247 )
علىقلى خان با اعيان شاملوان به قلعهء اختيار الدّين تحصّن جسته بعد از چند روز ديگر ، بنا بر فقدان اسباب و يراق و باس از استمداد سپاه عراق ، خاطر وى بر آن قرار گرفت كه تن به قضا داده متوكّلانه نزد عبد اللّه خان رود ؛ چه اركان دولت خان چون ، مير قلى بابا كوكلتاش و شاه محمّد اللّه چوپان و غيرهم ، هر روزه در آن مدّت قريب به حصار آمده محصوران بر خروج دلالت مىنمودند و به غلاظ و شداد و تعهّد سلامت ذات و حفظ حيات ايشان مىفرمودند . ( 248 ) بالاخره علىقلى خان از روى اضطرار بر اقوال ايشان اعتماد نموده با خواجه افضل وزير و غازى سلطان و ده نفر ديگر از نامداران شاملو به خروج مبادرت نمودند . مير قلى بابا كوكلتاش علىقلى خان را به صيانت مخصوص ساخته كسان معتمد بر رفقاى وى گماشت و ايشان را بر آن نهج به سمت باغ شهر روان گردانيد .
در آن وقت از زبونى طالع و تقدير ايزدى كه روزنامهء اعمال ايشان به خاتمهء
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ
« 1 » رسيده بود ، عبد اللّه خان در چمن به جانور پرانيدن و صيد و شكار
هامش
( 1 ) آل عمران / آيهء 185 .