تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥
و سوقيّهء مشهد مقدّسه نيز متشمر جنگ و پيكار گشته بر درگاه امّت خان استاجلو ، والى مشهد مقدّس ، جمع گرديدند [ 350 ب ] و ارادهء آن جماعت آن كه به خارج شهر رفته ابواب محاربه برگشايند . امّت خان ايشان را از خروج مانع گشته به محافظت برج و بارهء شهر تحريض مىنمود و مىفرمود كه عن‌قريب رايات جاه و جلال متوجّه دفع ايشان خواهد گرديد ، اولى آن كه به محافظت شهر اقدام نمايند . چندان كه مبالغه مىنمودند امّت خان ايشان را رخصت محاربه در خارج نمىداد و چند كسى را كه بر خروج اقدام نموده بودند به سياست بليغ تنبيه نمود . بالاخره امّت خان برج و باره و سور شهر به وجود مردان كار ديده و دليران رزم آزموده متانت داده هر روز بهادران جنگجوى قريب به دروب و فصيل شهر آمده مستعدّ كارزار مىگرديدند . محصوران قزلباش و مشهدى نيز بر طريق مدافعه از فراز برج و باره كوششهاى مردانه نموده گاهى غالب و گاهى مغلوب مىگرديدند . تا قريب هفت ماه حال بر اين منوال متمادى بوده شبها به آواز طعن و لعن مخالفان دين و شب‌زنده‌دارى به روز مىرسانيدند و روزها تا شب به جنگ و جدال به شام مىآوردند . بعد از آن عبد المؤمن خان به جنگ سلطانى مبادرت نموده با تمامى سپاه از يمين و يسار آغاز محاربه نموده بر مواضع متعدّده به يكديگر ملاصق توپهاى عظيم نصب فرمودند . آن‌گاه بروج و فصيل محاذى آن مواضع را با زمين مساوى گردانيده به ازدحام و غلبه داخل شهر بند خارج گرديدند . امّت خان و غازيان و اعيان مشهد بعد از كوشش بسيار سور خارج را به اوزبكيّه گذاشته به محافظت سورى كه محيط روضهء مقدّسه است پرداختند . پس برج و بارهء شهربند داخل را مرتبه‌اى ديگر به غازيان و مشهديان متانت داده شب و روز از فراز بروج به امر مدافعه پرداختند . اوزبكيّه بعد از قرار در خارج شهر به محاصرهء سور دويّم پرداخته جابجا مراحل و حوالات نصب فرمودند . چون مدّتى مديد بر اين منوال منقضى گرديد ذخيرهء اهل شهر انتقاص پذيرفته روز به روز مردم كم‌بضاعت بىسرمايه به خروج مبادرت مىنمودند . از تواتر اين قضيّه كار بدان منجر گشت كه در درون سور سپاهيان و اعيان مشهد و كسانى كه فىالجمله [ 351 الف ] قدرت و مكنتى داشتند كسى ديگر نماند . اين معنى نزد بهادران به وضوح پيوسته توپى عظيم در محاذات درب ميدان نصب نمودند و به صدمات آن توپ قيامت آشوب برج يمين دروازه و يك‌دو برج ديگر منهدم ساخته با زمين مساوى گردانيدند . روزى ديگر ، شعر :
دم صبح كين قلعه كش آفتاب * به اين قلعه بر شد به زرّين طناب
سوى باره جنگاوران تاختند * به تدبير ديوار پرداختند
بهادران رزم‌ساز و كين‌آوران با تك و تاز بعد از انحطاط بروج بر فراز باره قرار گرفتند