تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
بالاخره از استيلاى برودت هوا از دو گروه پرشكوه بساط محاربه برچيده شده هريك به تمهيد يراق شتا و اسباب منزل قشلاق دست منازعت از عنان مبارزت كشيدند . متجنّدهء روم قرار قشلاق در دار السّلطنهء تبريز داده در منازل تبارزه اقامت ورزيدند و سپاه قزلباش در قراباغ آران منزل قشلاق قرار داده بدان صوب توجّه فرمودند .

149 قشلاق فرمودن شاهزادهء زيبندهء تاج و لوا سلطان حمزه ميرزا در قراباغ آران و رسيدن مهر حيات همايون حركاتش و نيّر طالع از مكر و غدر امراى قزلباش به درجهء قواطع .

رايات صفوى آيات شاهزادهء آفاق سلطان حمزه ميرزا بر عزيمت قشلاق چون به صوب قراباغ آران نهضت فرمود و بعد از وصول در آن ساحت بهشت‌نشان گاهى به تجرّع بادهء ناب و مؤانست پرى چهرگان چون آفتاب اوقات خجسته ساعات مصروف داشتى و گاهى بر هواى صيد و شكار بر مركب جهان‌نورد برآمده به پرانيدن باز و شاهين و چرغ و شنقار فلك طيّار زنگ ملال از خاطر بهجت مآثر زدودى و در بعضى از اوقات با امراى ذوى الاقتدار مجلس معاشرت و مخالطت ممهد گردانيده در تمهيد مقدّمات دفع طغيان مخالفان و انتزاع بلدهء تبريز از تصرّف معاندان بساط انديشه و تدبير گسترانيدى . در اثناى اين مقالات اكثر اوقات امراى عظام را به وعده و وعيد بر محاربه تحريض نموده به مقدّمات مخوفه و قتل تهديد دادى . در جملهء اين حالات امراى نامدار اسمى خان شاملو ، علىقلى خان بيگ‌اوغلى ، مسيّب خان تكلو و شاه‌قلى سلطان پياده‌اوغلى پيوسته ملازم ركاب شاهزادهء فلك جناب بوده از ساير امراى عظام به شرف مؤانست و مخالطت ممتاز و سرافراز بودند . امّا امراى مذكوره چون جدّ و اجتهاد شاهزادهء رفيع مقام در محاربه و استقبال مخالفان مشاهده فرمودند با خويشتن انديشيدند كه اگر بدين منوال طبيعت همايون شاهزاده بر محاربه و مقاتله معاندان مصّر خواهد بود همواره متحمّل مشقّت يساق و تردّد ييلاق و قشلاق [ 326 الف ] بايد بود و لحظه‌اى آسايش و فراغت ميسّر نخواهد گرديد . و ايضا از بيم سيئات و پاداش قتل والدهء ماجدهء شاهزادهء و الا كه در حالت غليان مزاج از حرارت اعراض همواره تهديد مكافات به وقوع مىانجاميد انديشناك بودند ، بنابراين مقدّمات امراى غدّار با يكديگر قرار دادند كه به هر نوع كه