تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
بود مرتكب قتل و تضييع آن جماعت نگرديد و همچنان ايشان را در سلك جنود ظفر ورود انتظام داده همگنان را مستمال و اميدوار گردانيد . تراكمه را مجموع در ظلّ رايت محمّد خان تركمان اجتماع نمودند و تكلو آنچه از رفتن به دارالسّلام بغداد متقاعد بودند در تحت فرمان مسيّب خان درآمده مرتبهء ديگر شاهزاده مظفّرلوا به ترتيب سپاه گران پرداخته از اطراف ممالك سى هزار مرد محارب ترتيب داده با آن گروه مقضى المرام با جهان جهان احتشام به قصد و دفع معاندان روم متوجّه دار السّلطنهء تبريز گرديد . عثمان پاشا چون قتل امير خان و تخلّف سپاه تكلو و تركمان مشاهده فرمود اين قضايا را از امارات و شواهد اقبال قيصر شمرده از يد اقتدار متابعان سلطان حمزه ميرزا دفع جنود تركمان را از جمله محالات مىشمرد ، چه ركن ركين دولت پادشاه قزلباش آن طايفه را در آن وقت مىپنداشت و اعتقاد وى آن بود كه اشتعال نواير اين فساد به مدّتى مديد انتفاپذير نخواهد بود ، بنابراين مقدّمات واهى خاطر جمع نموده قلعهء تبريز را به ذخاير بسيار و آلات حرب بيشمار مشحون گردانيده قريب به ده هزار سپاهى از توپچى و ينگچرى به محافظت قلعه تعيين نموده ادرار و مواجب سه چهارساله بر ايشان [ 324 ب ] عايد گردانيد و فراز بروج و باره را از توپ و تفنگ بسيار آراسته سرب و شورهء سه چهارساله سامان داده خاطر از ممرّ قلعه جمع فرموده آن‌گاه نداى رحيل در داده عنان مراجعت به صوب قسطنطنيّه معطوف داشت . شاهزادهء والاجناب بعد از استيصال جنود خوارج و انطفاى فساد ايشان با آن سپاه گران ، كه كرّة بعد اخرى سامان داده بود ، باز عنان مراجعت به دار الملك تبريز معطوف داشت و همگى همّت والانهمت بر انتزاع قلعه مصروف گردانيد . مركزوار احاطهء آن حصار نمود . مدّت شش ماه از بام تا شام و از شام تا بام تسخير آن قلعه پيشنهاد مهام ضرورى شمرده بواسطهء عدم اجتهاد سپاه نشاط دوست عشرت‌پرور انتزاع قلعه در حيّز تعويق مانده مرتبهء ديگر توجّه سپاه روم به تواتر انجاميد ، چه ، محافظان قلعهء تبريز بر حقيقت مراجعت شاهزادهء و الا و اجتهاد وى در انتزاع آن قلعه به درگاه قيصر عرضه داشتند . داراى روم به جهت محافظت آن مرز و بوم سنان پاشا وزير را ، كه يكى از وزراى اربعه بود و ملقّب به چغال‌اوغلى ، ( 224 ) با دويست هزار سوار مع عرّابه و توپ و تفنگ مرتبهء ديگر تجهيز داده تسخير مملكت آذربايجان به وى تفويض گردانيد . آن سپاه كوچ بر كوچ بر صوب تبريز رايت ستيز و آويز برافراشتند . شاهزاده عالميان پس از اطّلاع بر عزيمت آن سپاه گران امراى نامدار و سران سپاه ذوى الاقتدار را طلب داشته از ضماير ايشان در اين باب استكشاف فرمود . اعيان حضرت و اركان دولت ، خصوصا محمد خان تركمان را كه بعد از امير خان لواى وكالت