دختر دامادش بود ، شفيع ساخت . در آن كعبهء اقبال شاه بوداق سلطان برادرزادهء امير خان موصلو ، وى را به قتل رسانيد . اين ندا در اردوى كيهانپوى بلند گشته محاربان به هنگام آن كه نردبانها بر جدار نصب فرموده بودند از حرب و صعود بر سلّم متقاعد گشته نردبانها همچنان منصوب بر جدار و باره مراجعت نمودند . در داخل شهر محصوران بر اين قضيّه اطّلاع يافته به محامد شكر الهى قيام نمودند و به فرمودهء علىقلى خان نردبانها بالا كشيده ذخيرهء همه گردانيدند .
چون پيكر فرمانده پاره پاره ساختند آن شب تا هنگام صبحدم آشوب و غلغلهء سپاه از خارج و داخل به قمّهء سپهر برين رسيده صبحى كه عنقاى هماى آثار مهر بر آشيانهء زرنگار سپهر جناحين شعاعى منبسط گردانيد مبشّر اقبال نداى الحمد للّه الّذى صدق وعده و نصر عبده و اعزّ جنده و هزم الاحزاب وحده به گوش هوش متابعان عباسى رسانيده بر دفع آن خصم قوى سجدات شكر الهى به تقديم رسانيدند .
بعد از انقضاى سه روز از قتل ميرزا سلمان اخبار توجّه عساكر روم به آذربايجان رسيده مرتبه مرتبه از طريق تواتر به تحقيق پيوست كه عثمان پاشا وزير اعظم سردار سپاه روم گرديده به آهنگ تصرّف ممالك آذربايجان با سپاهى گران متوجّه آن صوب گشته و عنقريب به دار السّلطنهء تبريز نزول خواهد فرمود . بعد از استماع اين مقدّمات مقلّب القلوب و الابصار مخالفت سپاه عراق به موافقت تبديل داده از درون شهر به فضاى دشت خراميدند . هر دو سپاه داخل و خارج ابواب بيع و معامله مفتوح داشته عسرت به عشرت و محنت به محبّت بدل گرديد . [ 313 ب ] در اواخر سنهء احدى و تسعين و تسعمائه [ 991 ه / 1583 م . ] پادشاه جهان شاه سلطان محمّد و شاهزادهء والامكان سلطان حمزه ميرزا بعد از نه ماه محاصرهء هرات به سمت عراق رايت مراجعت برافراشتند . ( 217 ) دارايى مشهد مقدّس به سلمان خان استاجلو از احفاد عبد اللّه خان مفوّض داشتند و آن جناب را بيگلربيگى خراسان ناميدند . بنا بر آن كه اويماق استاجلو چون استقلال و تمكّن وى در خراسان ملاحظه نمايند از تبعيّت مرشد قلى خان عار داشته به ملازمت وى گرايند . به دستور سليمان خليفهء تركمان را بر سركارتون و طبس حاكم ساخته در محافظت الكاى مرجوعه و مخالفت عبّاسيّان مبالغه نمودند . همچنين ساير ولايات چون نيشابور و سبزوار و ترشيز به امراى نامدار سپرده به اعتقاد خويش مهمّات خراسان را انتظامى بليغ فرمودند . مرتضى قلى خان را به دارايى استرآباد بازداشته ولايات بسطام و دامغان و سمنان را به فرّخ خان ، برادر مرتضى قلى خان سپردند . آنگاه كوچ بر كوچ متوجّه دفع فساد روميّه گرديدند .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 626
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٦٢٦