به عيش و عشرت گذرانيدى . بعد به هنگام آن كه باز سپيده دم صبح در آشيان غراب شام مقام گرفتى به دستور در محافظت برج و باره نهايت اجتهاد به عمل آوردى و چون از طرفى آغاز جنگ و جدال نمودند دليران كار ديده و مبارزان به كارزار رسيده به مدد حارسان آن طرف ارسال گردانيدى .
القصّه ، مدّتى مديد حال بر اين منوال گذران بود و سپاه عراق بعضى بنا بر اتحاد نوعى و صنفى و بعضى به جهت قرابت نسبى و سببى در محاربهء محصوران از سر جدّ و اجتهاد اهتمام نمىورزيدند و در خيام و مقام خويش به بسط بساط نشاط پرداخته هواى ربيع و نسايم عنبرآگين هرات را غنيمت شمرده محاربه را عدم مىانگاشتند . امّا اعتماد الدّولة ميرزا سلمان و متابعانش در تسخير شهر و محاربهء دولتخواهان عباسى غايت اجتهاد مرعى مىداشتند و بواسطهء تهاون در امور محاربه اكثر اوقات با امراى عظام و سران سپاه معارض گشته از روى اعراض سخنان خشونتآميز گفتى و تهديد و وعيد به سلب مناصب و قطع انعام و مواجب همگنان را آزرده گردانيدى و اوساط الناس را از قورچيان و يوزباشيان [ 312 الف ] و غيرهما به مخاطبات عنيف و فحش و رنجانيدن به زجر و سياست از پيش راندى . بنابراين جهات و به نيروى اقبال بىزوال پادشاه صاحب اقبال شاه عبّاس مقلّب القلوب و الابصار قلوب سپاه عراق را از كينهء وى آگنده شب و روز در اعدامش مىكوشيدند . با اين حال به مضمون آن كه ، بيت :
كسى را كه تيره شود روزگار * همه آن كند كش نيايد به كار
در آن ولا كه قلوب جمهور قزلباش از وى منحرف گشته و به مرور كينهء وى در دلهاى آن گروه رسوخ يافته بود با سران سپاه متكبّرانه سلوك مىنمود و همواره به سبب تهاون در امور محاربه به تهديد سلب مناصب و قطع ادرار و مواجب اعاظم امرا را مخاطب داشته حدّت و خشونت بيش از پيش نمودى تا خوانين و امراى ذى شوكت از وفور غيظ و فحش وى آزرده گشته بر قتل وى همداستان گرديدند . پس با يكديگر مقرّر داشتند كه از هر اويماق يكدو نفر جمعيّت نموده خون وى هدر سازند .
مدّت محاصره نه ماه متمادى گرديد . در اين مدّت چندان كه محاربه پيش بردند اثرى بر آن مترتّب نيافتند . ميرزا سلمان امراى عظام را به كرياس گردون اساس پادشاه مؤيّد طلب داشته بر عادت مذمومهء خويش به خشونت و سخنان نالايق مخاطب گردانيد كه :
« دير گاهى است كه اوقات به عيش و طرب مصروف داشتهايد و در تسخير شهر مساهله مىورزيد . الحال سيصد نردبان عريض ترتيب يافته به نوعى كه بر هر نردبان سى مرد متجانب يكديگر صعود توانند نمود . هريك از شما كه صاحب سيبه و حوالهايد موافق متابعان يكدو نردبان در حوالات خويش ضبط نمايند و به هنگام آن كه ، نظم :