چو شب چرخ آرايش از سر گرفت * ز ماه تمام آينه برگرفت
فروهشت زلفين مشكين نگون * ز زر خال زد بر رخ نيلگون
و در آن وقت چون امارات جنگ و جدال و يورش استماع نمايند با نردبانهاى محفوظ به طرف فصيل و باره روان گردند تا قلعه را انتزاع نموده خاطر از اين ممرّ جمع داريم ، و الّا از هريك [ 312 ب ] اهمال و تهاون در اين باب به عمل آيد به سياست پادشاهى مؤاخذه خواهد گرديد » . و از اين مقوله سخنان بسيار ادا نمود . امراى عظام چون محمّد خان تركمان و شاه بوداق سلطان برادرزادهء امير خان موصلو ، و مسيّب خان تكلو و غيرهم اين مقدمات در آن وقت از وى مسلّم داشتند .
روزى ديگر ميرزا سلمان نجّاران چابكدست طلب داشته به مهمّ مذكور مأمور گردانيد . امّا چون قضيّهء سيبه و يورش بدان نهج مسموع محصوران هرات گشت از اين ممرّ انديشه و هراس بىقياس بر ضماير ايشان استيلا يافته بر بروج و باره مستعدّ مدافعه ايستادند و به سامان آلاتى كه در آن كار ضرورى باشد پرداختند . در اين وقت تقدير ايزد متعال و اقبال پادشاه همايون فال شاه عبّاس چنان متقاضى گرديد كه امراى عظام خاص بر اين مطلب بر قتل وى اقدام نمايند و خراسانيان را از اذيّت و نكايت وى برهانند ، لهذا چون نردبانها بر آن صفت اتمام پذيرفت امراى عظام را طلب داشته بعضى مرقات به ايشان سپرد . در حالت تهديد و وعيد زياده از حدّ بر زبان آورده به تجديد مخاطبات عنيف نمود . چون هريك از خوانين با آن مرقات معاودت نمودند يكديگر را ملاقات كرده بر قتل وى همداستان گشته و همگى همّت بر آن گماشتند كه تا در قيد حيات باشند نگذارند كه تير تدبير ميرزا سلمان بر هدف مقصود آيد . يكى از امراى عظام بر چوبهء تير مرقوم گردانيد كه : « چون پاسى از شب بگذرد و نردبانها بر بروج و باره نصب نمايند ميرزا سلمان را از بارهء حيات به مطمورهء ممات خواهيم رسانيد » . و آن تير را به درون شهر انداخت . اتفاقا قريب به مجمع علىقلى خان آن تير هماى پر همايون فال بر زمين قرار گرفت و آن را شخصى به خدمت خان رسانيد .
چون مضمون معلوم نمودند بعضى حمل بر صدق و برخى بر كذب و تزوير انگاشتند . بالجمله بر اين نهج كه مواضعه نموده بودند چون صداى [ 313 الف ] كوس حربى و نالهء ناى رزمى و فغان دلاوران شيرگير از طرفين ارتفاع گرفت و از حوالات و مداخل نردبانها بر بروج و باره نصب فرمودند امراى نامدار اتّفاق نموده از هر اويماق يكدو نفر بر قصد قتل وى برانگيختند . ميرزا سلمان اين معنى دريافته به درگاه عرش اشتباه پادشاه مؤيّد شاه سلطان محمّد پناه برده شاهزادهء والاگهر سلطان حمزه ميرزا را ، كه به