ب ] و از قصبهء سنگان خواف و ولايت زاوه و محولات ذخيرهء بسيار و هيمه به خروار بيشمار و سرب و شوره و آنچه محتاج اليه قلعهدارى بود آن مقدار جمع آوردند كه اگر ده سال متوالى به خروج مبادرت ننمايند احتياج به شىء و مالى نداشته باشند .
سوايب و حوالات رفيعه كه در اطراف احداث يافته بود جمله را با زمين مساوى ساخته تلال و وهادى كه احداث يافته بود مجموع را مفقود الاثر گردانيد و در انتظار لطيفهء غيبى و كرامت دولت روز افزون عبّاسى روز مىگذرانيد ، مصرع : « تا خود فلك از پرده چه آرد بيرون »
143 بسط كلام در توجّه سپاه عراق به استصواب ميرزا سلمان جابرى به صوب معسكر پادشاه گردون غلام شاه عباس ، و وقوع اصابت عين الكمال به اجتماع متابعان آن دوحهء اقبال و بيان محاصرهء هرات و قتل ميرزا سلمان و خلاصى محصوران .
اركان دولت و اعيان حضرت پادشاه مؤيّد شاه سلطان محمّد ، خصوصا ميرزا سلمان جابرى ، چون بر اجتماع سپاه خراسان در ظلّ رايت سپهر آيت عبّاسى به سركردگى وكيل الدّولة علىقلى خان شاملو در حوالى غوريان آگاه گرديدند از ظاهر قلعه تربت كوچ نموده به قصد تسخير دار السّلطنهء هرات رايت عزيمت برافراشتند و كوچ بر كوچ در طىّ مسافت استعجال ورزيده جهت عدم ايصال توجّه مخالفان بر طرق و شوارع گماشتند .
پادشاه نوجوان به استصواب علىقلى خان ما بين غوريان و اشكوان معسكر سپاه نصرت دستگاه قرار داده ( 214 ) در اجتماع كسانى كه به طلب ايشان مسرعان منتشر گردانيده بودند انتظار مىكشيدند و از توجّه سپاه عراق غافل بوده تا هنگامى كه دفعة اثر جنود عراق ظاهر گرديده بر توجّه معاندان اطّلاع يافتند . از سراسيمگى و اضطراب در آن روز هايل به رفع خيام پرداخته هريك از ايشان كه مجال ركوب يافته به سمت بلدهء هرات عنان فرار معطوف داشتند . در آن حالت طليعهء سپاه عراق متعاقب عنان جلادت به مراكب سپرده در اسراع طىّ مسافت مبالغه مىنمودند . چون نهر اشكوان بر محلّ عبور