تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
بنا بر وقوع مصالحه از قتل نجات يافته بود - با خسرو پاشا حاكم وان و على آقا چاوش‌باشى به رفاقت ولى بيگ يساول‌باشى - كه بعد از فرخزاد بيگ به ايلچىگرى روم مقرّر بود - به رسم ايلچىگرى به تعيين سرحدّ و ثغور و شروط مسبوق به رضاى طرفين به درگاه جهان‌پناه آمده و قريب به دويست نفر از اعيان درگاه قيصر همراه وى بودند ، در شهور تسع و ستّين و تسعمائه [ 969 / 1561 م ] به دار السّلطنهء قزوين نزول فرموده در باغ سعادت‌آباد به شرف تقبيل ساحت اقبال استسعاد يافتند و محبّت نامه‌اى كه به خطّ قيصر مرقوم كلك عطوفت و و داد گرديده و مشتمل بر قواعد اتّحاد و حسن سلوك بود ، به منصّهء ظهور رسانيد . [ 261 الف ] از وصول آن خاطر اشرف انور و ضمير فيض‌گستر را ابتهاج و سرور بيش از پيش روى داده مكرّرا به قرائت و مطالعهء آن مبادرت مىنمودند . همچنين پيشكش و هدايائى كه آورده بودند ، مثل : چهل اسب تازى و شامىنژاد با جلهاى زرباف مخمل فرنگ و زين مرصّع و پانزده هزار اشرفى قبرسى كه عبارت است از سى هزار تومان تبريزى و بسيارى از تنسوقات روم و يمن و فرنگ و مصر همگى به معرض عرض گذرانيده به منازل نزه كه جهت نزول ايشان قرار يافته بود توجّه نمودند و بعد از انقضاى چند روز شرايطى كه متعلّق به طرف اين دولت بود حسب‌الاستدعاى سلطان روم استكمال يافته جعفر بيگ كنگرلو به ايلچىگرى درگاه قيصر معيّن گرديد . و در حين حضور ايلچيان ، سلطان با يزيد ، ولد قيصر ، را كه بنا بر رنجش والد خويش به درگاه جهان‌پناه آمده بود ، حسب الفرمان داراى روم با متعلّقان و فرزندان و ملازمان ايشان سپردند و ايلچيان بر حسب فرمان قيصر جمله را در خفيه هلاك نموده اجساد ايشان نقل ولايت روم نمودند . امّا سبب آمدن سلطان يزيد ، ولد قيصر ، به درگاه خواقين پناه به نوعى كه از ثقات استماع افتاده و قاضى احمد غفارى در كتاب « جهان‌آرا » كه به اسم سامى نامى آن پادشاه پرداخته و در آن زمان در آن معركه حاضر بوده و بيان نموده ، آن است كه ميانهء اولاد قيصر منازعت به وقوع آمده مرتبه مرتبه كار از منازعه به محاربه انجاميد و به واسطهء رعايت جانب ديگر فرزندان سلطان با يزيد از والد خويش آزرده خاطر گرديده ، حقوق به عقوق مبدّل گردانيدند و با جماعتى كه به وى متعلّق بود از قسطنطنيه بيرون آمده طنطنهء استقلال به مسامع اقاصى و ادانى رسانيد و به خيال استقلال به ياسين نزول فرموده روز به روز آن اطراف و جوانب اقارب و اجانب و بسيارى از بواعث فتنه و فساد بر سر وى جمعيت نموده ، در اندك زمانى حشرى بيشمار با وى متّفق گرديده ، صرصر اين انديشه اوراق خاطر قيصر پريشان ساخته ، دفع فساد وى از اهم مهمّات دانست و رستم پاشا ،