مسلوب يافته ، بالضّروره روى به وادى فرار آورده ، فرار بر قرار اختيار نمودند . امراى نامدار تا كنار وادى گرگان تعاقب آن جماعت نموده چون بر ايشان ظاهر گشت كه بر تعاقب آن قوم فايدهاى مترتّب نمىگردد ، بنا بر عدم وصول ، خيام توقّف به اوتاد سكون مربوط داشتند .
در تضاعف اين احوال على سلطان چنان كه بر مرآت ضمير مهر تنوير عكسپذير گرديده بود ، منهيان و جاسوسان وى نهضت امراى نامدار را به جانب تراكمه معروض تهوّر برافراخت و به آن نيّت كه شايد بر سبيل شبيخون دستبردى نمايد يا به سپاه تراكمه پيوسته به معاضدت يكديگر ابواب محاربهء قزلباشيه مفتوح دارد . و بدان عزيمت آن شب در كنار آن گرگان نزول نمود . آن رو سپاه از نزول يكديگر غافل و ذاهل غنوده بودند و على الصباح كه :
چو خندان گشت مهر عالم افروز * زمانه دلو شب را مژدهء روز
نماند اندر فلك ز انجم نشانى * به نيلوفر بدل شد بوستانى [ 260 الف ]
آن دو گروه انبوه سر از خواب غفلت برداشته بر احوال يكديگر اطّلاع يافتند و از طرفين مجلس كنكاش و جانقى ترتيب دادند . و چون سپاه فيروزى دستگاه قزلباش اضعاف جنود اوزبك بودند ، على سلطان بر حوالى سنگر خود بنا بر ملاحظه و حفظ سپاه خندقى عميق و عريض حفر نمود و محيط جنود خود را از اغصان اشجار و اخشاب بالنسبه جدارى رفيع ترتيب داده در آن حصار قرار گرفت .
امراى نامدار چون شوكت و اقتدار خويش و عجز و رعب مخالفان ملاحظه نمودند از تهديد و مبالغهء پادشاه صايبتدبير غافل و ذاهل گشته ، همّت بر آن مصروف داشتند كه سلك جمعيت ايشان به دستيارى تيغ و سنان منقطع گردانند . و بدين عزيمت از آب جرجان عبور نموده استيصال شوكت على سلطان را وجههء همّت گردانيدند و در برابر معسكر وى به تسويهء صفوف و اهتزاز رايات نصرت آيات پرداختند . على سلطان نيز در حالت باس و اضطرار ميان خوف و رجاء با جماعت خويش پشت به حصار محدثه داده قريب به سيصد نفر تفنگانداز را كه با وى مرافق بودند به آتش دادن تفنگ مرگ آهنگ مأمور گردانيد و با بقيّهء بهادران در يك مقام توقّف نموده مقرّر داشتند كه از آن مكان به هيچ وجه بر خروج اقدام ننمايند و چندانكه حملات متواتر از غازيان به عمل آيد به رمى سهام خونآشام در مدافعه كوشيده ، بدين طريق محافظت خويش نمايند .
امراى نامدار بعد از تسويهء صفوف يكانيكان با متابعان متوجّه جنود اوزبك گشته چندانكه حملات متواتر از ايشان به وقوع انجاميد و صدمهء تفنگ و ممانعت سهام غالب آمد ، امرا و متابعان معاودت مىفرمودند . تا به تواتر و تعاقب اين آمد و شد اكثر اعيان