سرافراز ساخته ، رخصت انصراف ارزانى مىداشت .
تا آنكه در شهور خمس و خمسين و تسعمائه [ 955 / 1548 م ] سپاهى گران از الوس قبچاق و احشام ولايت غرجستان فراهم آورده به ولايت هرات رود تاختن آورد و جمعى كثير از احشام جمشيدى و ميش مست و تيمورى را كه از قديم الايّام باجگزار حكّام بلدهء هرات بودند و جميع نتيجهء اموال ايشان در تحت جمع هرات رود داخل ، كوچانيده به ولايت غرجستان نقل نمود .
و چون كيفيت اين حادثه نزد ملازمان خانى به وضوح پيوست ، نيران غضبش اشتعال پذيرفته انهدام بناى طغيان وى را وجههء مهام گردانيد و در اوايل رجب سال مذكور با سپاهى مستعد به صوب ولايت غرجستان رايت عزيمت بلند گردانيد . در اثناى طى طريق [ 246 الف ] به وضوح پيوست كه بيراماوغلان از پى تاخت به ولايت چقچران توجه نموده اكنون هنگام مراجعت وى است . بنابراين سپاه نصرت دستگاه مواضعى كه عبور وى بر آن ممرّ واقع است نهضت فرمود و صباحى كه مهر انور بر ابلق سپهر پيلپيكر برآمده تيغ انتقام از نيام بيرون كشيد ، در ييلاق آقگنبد - كه ما بين ولايت غرجستان و چقچران است - تلاقى آن دو گروه اتّفاق افتاده ، بيراماوغلان به اعتقاد آنكه جمعى از قزلباش به سردارى يكى از اعيان راه بر وى گرفته و نوّاب محمّد خان به نفس نفيس قايد آن سپاه نيست ، به اين عقيده پاى ثبات و قرار استوار داشته با جمعى كثير از سوار و پياده بر زير پشتهاى رفيع رايت مقاتله برافراشت و حسن بيگ سراب كه از اقرباى نوّاب محمّد خان به شجاعت و دلاورى ممتاز و مستثنى مىزيست و در آن يورش مقدّمهء لشكر فيروزى اثر بود چون مشاهده نمود كه مخالفان از پى محاربه قدم استوار داشته مستعد جنگ و پيكارند ، با جمعى كثير كه بر سبيل مقدّمه با وى موافق بودند بر ايشان حمله برده متوجّه آن مقام رفيع گرديدند .
بيراماوغلان نيز به استقبال حملهء وى از جاى خويش نهضت نموده چون ابر و باد با هم برآميختند و بعد از ساعتى چون مخالفان از فراز به نشيب متوجّه بودند و سپاه قزلباش را از نشيب به فراز به صعوبت حركت ميسّر بود ، لاجرم از صدمهء حملات اوزبكيّه تبعهء حسن بيگ روى برتافته راه فرار اختيار نمودند . امّا حسن بيگ از فرار عار داشته در مضمار كارزار ثبات قدم ورزيده در دفع حملهء مخالفان نهايت سعى و اجتهاد مبذول گردانيده از كوشش و ستيز دقيقهاى مهمل نگذاشت . در آن حال نهنگ لجّهء دلاورى قزاق خان كه از اولاد محمّد خان به شهامت و فخامت ممتاز بود ، به حسن بيگ بازخورده باتفاق يكديگر بر گروه مخالفان تاختن آوردند و از عقب حملهء ايشان لواى نصرت انتماى نوّاب خانى با قشونى آراسته كه از حركت سمّ ستوران و ولولهء سهيل
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 525
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٥٢٥