اسبان زلزله در طبقات زمين و غلغله در مجامع آسمان پيچيده بود ، نمودار گرديد . [ 246 ب ] از مشاهدهء اين فزع اكبر و ملاحظهء اين نمونهء صحراى محشر ، بيراماوغلان را با آن جماعت پاى قرار از جاى رفته چون سيل از فراز آن پشته به وادى فرار روان گرديدند و غازيان شيرشكار چون حوادث نازله تعاقب آن بختبرگشتگان نموده بسيارى عرضهء تيغ و سنان گرديدند و جمعى كثير نيز به قيد اسار گرفته گشته ، به حكم خان عالىمقدار نقد حيات را وداع نمودند . بيراماوغلان با معدودى چند كه در اجل ايشان تأخيرى بود به صد مشقّت از آن لجّهء خطرناك رخت به ساحل امنيّت كشيده خود را به قلعهء شنقار - كه كوچ و متعلّقاتش در آنجا اقامت داشتند - رسانيد .
و اين قلعهء شنقار شكاف كوهى است بس رفيع در كمرگاهى واقع كه به استعمال سنگ و چوب راهى از فراز آن ساختهاند . به غايت تنگ كه مرد و مركب بىبار به مشقّت بسيار بر آن عبور مىنمايد . و با اين متانت مشتمل است بر چشمههاى آب خوشگوار و ذخيرهء بسيار . ارتفاعش به مثابهاى كه باز بلندپرواز فكر بر شرفاتش به سالهاى دراز راه نتواند يافت و شاهين سرعت آئين وهم به بال استعجال به عمر نوميد از آنها بر فرازش نتواند رسيد .
نوّاب محمّد خان بعد از فرار اوزبكيّه مظفّر و منصور از عقب بيراماوغلان به صوب قلعهء شنقار - كه مقرّ وى بود - نهضت نموده ، ظاهر آن قلعه را مضرب خيام نصرت فرجام گردانيده و روزى چند در آن مقام گذرانيده چون ظاهر گرديده بود كه تسخير آن از قدرت و طاقت بشرى بيرون است بعضى از ارباب و رؤساى آن ولايت را به تشريف خاص مستمال گردانيده به محال ايشان رخصت مراجعت ارزانى داشت و زمرهاى را به مرافقت اردوى عالى مأمور ساخته ، حاكمى ذى شوكت با گروهى با بسالت در آن ولايت نصب فرمود . آنگاه رايت [ 247 الف ] معاودت به مستقر عزّت برافراشته در ساعتى مخبر از سعادت ، داخل دار السلطنهء هرات گرديد ، انّه يفعل ما يريد .
118 تقرير مقال در محاربهء حق نظر اوغلان اوزبك و قزّاق سلطان و مغلوب گشتن اوزبكيّه از قزلباشيّه
محمّد خان اميرالامراى خراسان چون از يساق غرجستان مراجعت نمود و فصل