سلك برادران بىخطا و مقرّبان عفيف نما منتظم خواهد بود و به جريمات سابقه اصلا خجلت و شرمسارى نخواهد كشيد . »
بعد از فرستاده ، عسكرى ميرزا تكيه بر كرم جبلّى همايونى نموده با جهان نهان ؟ ؟ ؟
خجلت و ندامت « كه گر گناه ببخشند شرمسارى هست » از مضيق قندهار با اعوان و انصار به خروج مبادرت نموده به تقبيل بساط مرحمت مناط استسعاد يافت . پادشاه همايون برادر را در حرم امنيت جاى داده بعضى از ملازمانش را كه اين فساد از ايشان ناشى مىدانست ، حبس فرمود . ديوانيان عمّال او را مصادره نموده به تحميلات گران مؤاخذه و مبلغى كلّى از ايشان به حصول موصول گردانيد . و آنچه در خزانه او نقد و جنس موجود بود به تصرّف شاهويردى بيگ و قورچيان خاصّه شريفه ، بازگذاشت ، چه در وقت رخصت پادشاه همايون فال به خدمت پادشاه صاحب اقبال معروض گردانيده بود كه مخزونات عسكرى ميرزا و جهات عمّال وى تعلّق به قورچيان [ 232 الف ] خاصهء شريفه خواهد گرفت و ولايت قندهار بر سبيل پيشكش داخل محروسهء پادشاه اقليمبخش خواهد بود و خراج يكسالهء آن ولايت بر سپاه رزمخواه كه معاونت نمايند قسمت خواهد يافت .
بنابراين مقاليد شهر و حصار تسليم بوداق خان قاجار نمودند و چند روز ديگر در ولايت قندهار به بسط نشاط پرداخته تهيّهء يورش كابل و ولايات سند پرداخته و بعد از سرانجام مهام و موجبات سفر خير انجام رايات فتح آيات همايون با عسكرى ميرزا و بقيّهء سپاه قزلباش به سردارى بيرام بيگ بهارلو متوجّه تسخير كابل و غزنين واثقا بعنايات الملك المعين گرديدند .
110 ايراد كلام در سبب نزاع ميانهء خسرو سكندر اساس و شاهزادهء عالىمكان القاص ميرزا
پادشاه سلاطين پناه چون از سرانجام مهام همايون پادشاه خواطر خطير جمع فرمودند ، رايت عزيمت به صوب دار الملك آذربايجان مرتفع گردانيدند . در اثناى راه به وضوح پيوست كه در دار السّلطنهء تبريز طاعون و و با شيوع تمام دارد و هر روز خيلى به دار الملك عدم رخت زندگانى مىكشند . لاجرم فسخ عزيمت تبريز نموده احرام طواف