ايقود بيگ استاجلو و حيدر سلطان تيولدار نيشابور و اعيان ملازمان و اقرباى محمّد خان به سردارى شخصى كه محمّد خان صلاح داند و جمعى از قورچيان به سردارى كچل شاهويردى با سپاه فراوان از كرمان و خراسان و سجستان ، در ركاب نصرت انتساب همايون پادشاه روان گرديده ، نخست ولايت قندهار و زمين داور از مخالفان آن پادشاه انتزاع نمايند و آنان كه نسبت به ملازمان همايونى كفران نعمت ورزيده سبيل عليل خلاف پيمودهاند ، همگنان را به چنگ آورده بر وجهى كيفر و پاداش به جا آورند كه ديگر كافر نعمتان از افعال مذمومهء خويش نادم و متقاعد گرديده طريق طغيان و عصيان نسپرند . همچنان دار الملك كابل و غزنه از مخالفان مستخلص ساخته به رخصت همايونى مراجعت نمايند .
و بر اين موجب فرمان همايون به خاتمه موقّع گشته پادشاه جهان ، وداع همايون پادشاه كرده ، در تاريخ احدى و خمسين و تسعمائه [ 951 ، 1545 م ] نوّاب همايونى از خدمت پادشاه صفوى رخصت انصراف به ممالك هند حاصل نموده ، متوجّه مقصد گرديد .
109 رايت افراختن همايون پادشاه با سپاه قزلباش به صوب دار الملك موروثى و فتح نمودن آن ولايت به امداد امراى كشورگشاى به اعانت پروردگار
فرمانفرماى ممالك هند ، همايون پادشاه مدت چهار ماه اوقات خجسته ساعات در مجالست و مخالطت پادشاه ربع مسكون مصروف داشته ، يكدو ماه ديگر به سير بلاد و ديار اشتغال نمود و چون هواى مراجعت مملكت موروثى از ساحت ضمير مهر تنويرش سرزد ، امراى مأمور ، كه بر حسب فرمان مطاعه مقرّر بودند كه در ركاب همايونى مرافق گشته تابع اوامر و نواهى لازم الاتباع آن جناب باشند بعضى از آن جمع چون بوداق خان قاجار و ايقوت ميرزاى استاجلو و شاهويردى بيگ كچل كه باشليغ قورچيان خاصّهء شريفه بود در پايهء سرير عرش نظير حاضر بودند و بعضى ديگر كه در كرمان و خراسان و سجستان به اقطاعات مفوّضهء خود مشغول بودند . آنان كه در ركاب همايون اشتغال داشتند در ركاب [ 230 ب ] ميمنت انتساب همايونى ، متوجّه مملكت قندهار گرديدند و