درگاه همايونى نمود . نوّاب همايونى بر حسب التماس وى به صوب منزل احمد سلطان بر مسند جهاننورد برآمد و چون به سه فرسخى آن ولايت نزول اجلال فرمود ، قاصد به رخصت همايون از پيش رفته ، احمد سلطان را بر قرب وصول همايون مطّلع گردانيد .
احمد سلطان نيز با اشراف و اعيان به استقبال مبادرت نموده ، از شرف ملاقات ذات ميمنت صفات شرف ذاتى حاصل نموده مانند دولت و اقبال در ركاب همايون انتساب آن زبدهء دودمان تيموريّه روان گرديده در منزلى كه قابل نزول همايون بود چهار بالش سلطنت در آن مقام ممهّد گردانيده بارگاه جلال به ذروهء كيوان برافراشت .
و نخست مقدّم بر تقديم مراسم ضيافت مسرعى صبارفتار به جانب دار السّلطنهء هرات ارسال فرموده كيفيّت نزول اجلال و ورود ذات ميمنت صفات نوّاب همايونى را معروض شاهزاده كامياب و خان معدّل انتساب محمّد خان گردانيد . در آن عريضه مرقوم كلك حميّت و مروّت گردانيد كه « پادشاه دار الملك هند همايون پادشاه جهت انتساب و انتقام مخالفان عزيمت پايهء سرير عرش نظير خسرو سلاطين پناه ما جزم نموده عنقريب بدين موهبت استسعاد مىيابد و با آن حضرت معدودى چند كه عدد ايشان به مقدّمات نمىرسد چون نصرت و فيروزى در ركاب تيمورى انتساب مرافقند ، امّا اكثر بىاستعداد و عارى از يراق . اگر چنانچه موكب همايون انتساب آن جناب را به دار السلطنهء هرات طلب دارند و به مراسم اقامت و تهيّهء يراق راه در استعدادشان افزايند و از آن راه به درگاه خلايق پناه گسيل نمايند ، هرآينه به حال دولت و احوال آن حضرت اجرى خواهد بود .
[ 225 الف ]
فرستاده را بر جناح استعجال به صوب دار السّلطنهء هرات ارسال فرموده بعد از آن به مراسم خدمت و ميهماندارى نهايت اجتهاد به تقديم رسانيد . اما قاصد احمد سلطان چون به دار السلطنهء هرات رسيد احوال ورود نوّاب همايونى را معروض شاهزادهء كامياب و خان معدلتاياب گردانيد . نوّاب محمّد خان پس از اطلاع بر آن واقعهء غريب الاوضاع از انقلاب روزگار منقلب عبرتپذير گرديده در ساعت حقيقت حال به درگاه جهانپناه معروض گردانيد و نوشتهء احمد سلطان را نيز با عريضهء خويش به پيكى صبارفتار و هم آثار داده ، در طى سرعت مسافت ، غايت مبالغه فرمود . آنگاه مصلحت در آن ديد كه احمد سلطان از پادشاه رفيع المكان التماس نمايد كه از طريق هرات متوجّه درگاه سلاطين پناه گردد . و بدين مقصد يكى از مقرّبان خويش را با فرستادهء احمد سلطان مرافق گردانيده ، رخصت انصراف ارزانى فرمود .
آن فرستادگان بعد از وصول ، ملتمس محمّد خان را معروض سدهء والاى همايونى گردانيدند . پادشاه همايون فال نيز در ساعتى مشحون از سعادت ملتمس خان را مبذول
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 488
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٤٨٨