تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
بساتين در نزاهت و لطافت عمارت ممتاز بود - برده ، تا در آن مقام فرح‌بخش با پادشاه همايون فال ملاقات به وقوع آيد . قزّاق خان بر حسب فرمودهء والد خويش در رفتن مسارعت ورزيده شاهزادهء عالميان را به باغ زاغان برده بر مكين متمكن گردانيد و گروهى از همراهان خود را در ملازمت عالى شاهزاده بازداشت و خود به طريق چوب‌داران در پيشگاه ادب بايستاد و چون نوّاب همايون انتساب به دروب باغ رسيد محمّد خان از بارگير شوكت به زير آمده در ركاب ظفر انتساب به سمت قصرى كه در وسط باغ پرداخته بودند روان گرديده تا كنار حوضى كه در پيشگاه عمارت واقع بود پياده طىّ مسافت نموده در آن مقام همايون پادشاه سمند سعادت نزول فرموده و شاهزادهء عالىگهر برسم استقبال از كوشك بيرون خراميد و در كنار همان حوض ميان نوّاب همايون و شاهزادهء كامياب ملاقات و مصافحات ملوكانه به وقوع انجاميد . پس از آن شاه و شاهزاده با يكديگر به درون عمارت داخل گرديدند [ 226 الف ] و محمّد خان و فرزندان با يك‌دو نفر از آن اعيان در آن مجلس بهشت‌نشان درآمده رخصت جلوس يافتند و فىالجمله بساط بزم تمهيد يافته به نوعى كه مناسب آن وقت تواند بود صبحى در كمال بسطت و لطافت ممهّد گرديد . بعد از اداى لوام ملاقات و انتهاى بزم ، منزل بيگم كه عبارت از همشيرهء خاقان منصور سلطان حسين ميرزاست و از ديگر منازل كه در هرات واقع است به لطافت هوا و جنس بنا امتياز تمام داشت ، جهت نزول همايون تزيين يافته و از اسباب و آلات لايقه تزيين گرديده ، اسباب بيوتات آنچه مناسب پادشاهان بود در آن محفل خلدنشان ترتيب داده بودند . محمّد خان در ركاب همايون انتساب بدان منزل تشريف برده در حوالى و حواشى آن منازل نزه جهت هريك از امرا و مقرّبانش تعيين فرمودند و تا شب‌هنگام نوّاب محمّد خان در ملازمت همايونى بسربرده از سامان دادن اشياء ضرورى و قواعد مهمان‌دارى دقيقه‌اى فرونگذاشت . و بعد از انقضاى دو سه روز نوّاب محمّد خان به دولت‌خانهء آن پادشاه يگانه تشريف آورده ، به قواعد پرسش و لوازم خدمتكارى قيام نموده ، آنگاه تمهيد بزمى ملوكانه - چنان كه درخور آن خسرو جمّ اقتدار بود - امر فرمود . پس از حصول اسباب موفور و موجبات جشن و سرور در باغ زاغان مرتبه‌اى ديگر بساط ضيافت ممهّد گردانيدند و نوّاب محمد ميرزا كه مضيف بودند در آن بزم خلد برين بر وسادهء شوكت متمكّن گشته التماس نمودند كه نوّاب از پى صحبت آن بزم را چون سپهر چهارم قرين دارند . نوّاب جهانبانى بر حسب خواهش محمّد خان به وقارى تمام متوجّه آن محفل با احتشام گرديده قزّاق خان و ديگر اولاد محمّد خان چون اقبال و سعادت در ركاب آن خسرو والانژاد از منزل همايون تا مقامى كه از بارگير شوكت نزول
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 490 | ميرزا بيگ جنابدى