تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
فرمود پياده خراميدند و نوّاب همايونى قريب به بساط دولت سواره رفته ، چون از سمند خوشخرام بر زمين مقام گرفت شاهزادهء كامياب از ذروهء مقام خويش جهت تعظيم قيام نموده چند قدم به استقبال مبادرت نمود و [ 226 ب ] مجددا به مصافحت و آداب ملاقات ملوكانه قيام نموده نوّاب همايونى را در صدر محفل سپهر تزيين محلّ جلوس تعيين نمودند و خود به آئين تمام در جنت آن خسرو ملك احتشام لواى تمكّن برافراخت . محمّد خان و فرزندان و ساير امرا و اعيان و مطربان و مغنّيان هريك در محل مناسب خود قرار گرفته بىتكلّف و تصلّف منشيانه مجلسى منعقد گرديد كه از لطايف ترتيباتش ثوابت و سيّاره چون عرق بر رخ سپهر هشتم از خجلت فسحت با راحتش متواتر گرديد و از ظرافت فروش دلپذيرش ، ساحت فلك البروج چون كليم بينوايان عارى از كواكب گرديد . از نغمات شوق‌انگيز مغنيان ناهيد در چادر سپهر بىتاب و توان و از ترنّمات دلهاى غم‌ديدگان مبتهج و فرحان . مولانا دوست كله و صابر كه به حسن صوت و خوانندگى از مشاهير آفاق بودند ، در آن روز مسرّت‌اندوز چون عندليب و هزار دستان گلشن آن بزم را به نغمات دل‌نشان و خواندن اين غزل از امير شاهى سبزوارى كه :
همايون كشورى ، كان عرصه را شاهى چنين باشد * منوّر مجلسى ، كان بزم را ماهى چنين باشد .
ز رنج و راحت گيتى مرنجان دل ، مشو درهم * كه آئين جهان گاهى چنان ، گاهى چنين باشد
دم‌به‌دم در حالت شوق و طرب مىافزودند و نوّاب همايونى را از ترنّمات ايشان و مضمون اين غزل موافق حال رقت قلب حاصل گشته عبرات مسرت‌آميز بر صفحهء رخسار روان گرديد . در انتهاى بزم قامت قابليت دو نادرهء زمان را به خلع گرانمايهء پادشاهانه آراسته نقود وافره بديشان اكرام فرمود . القصّه در آن روز بزمى تمهيد يافته بود كه تا قرار پادشاهى و بزم آراستن در جهان به ظهور آمده بدان آراستگى در هيچ وقتى از اوقات و از هيچ صاحب شوكتى در اقاليم مجلسى روى نداده . الحق تعبير از آن بزم بر آن وجه كه وقوع يافته ، از قلم زبان و زبان قلم مسلوب است ، نظم :
حبّذا بزمى كزان مردم دگرگون زيورى * آسمان بر عالمى بندد زمين بر كشورى
كشورى و عالمى را هم زمين هم آسمان * از چنان بزمى تواند داد مردم زيورى
آن روز تا شب‌هنگام و از شب تا انتهاى بزم ، بر اين منوال محفل طرب دوام [ 227 الف ] يافت و پس از استيفاى حظوظ جسمانى و نفسانى مبلغى كلّى از نقود احمر و ابيض و اجناس نفيسهء ابريشمى و زرباف برسم پيشكش و هدايا معروض ملازمان آن حضرت