آن ملك بود و ابا عن جدّ در عداد ملازمان دودمان تيمورى مىزيست - در آن وقت ابواب وفاق چون دروب سعادت بر روى خويش مسدود گردانيد و حقّ ولىنعمت حال و احسان سابقه بر طاق نسيان گذاشته بر بروج خلاف رايت عناد برافراخت و هر چند پادشاه عهد كسان نزد وى فرستاده او را به سلوك طريق حقيقت دعوت فرمود ، آن [ 224 الف ] بىحقيقت قدم از راه مخالفت برنداشت و همچنين بر شيوهء عناد اصرار ورزيده به استحكام بروج و باره مىپرداخت .
در آن وقت معلوم پادشاه و سرداران سپاه بود كه تسخير قلاع آن ولايت به زودى متعسّر ، بل متعذّر است . لاجرم از سر فتح قلعهء شاه حسين بيگ گذشته به طرف ولايت قندهار توجه فرمودند . والى قندهار عسكرى ميرزا ، برادر اعيانى نوّاب همايون بود و بفرمان برادر ديگرش كامران ميرزا - كه در ولايت كابل بر سرير فرمانفرمايى بود - در ولايت قندهار لواى حكومت مىافراشت ، چون از توجّه همايون پادشاه آگاه گرديد ، با خود مخمّر گردانيد كه بنا بر يكجهتى كامران ميرزا هرگاه نوّاب همايون پادشاه قريب به ولايت قندهار بار بگشايد ، به بهانهء استقبال خاك ادبار و بىمروّتى بر فرق حميت و مروّت ريخته ، آن خسرو مجاهد را به چنگ آورده محبوس دارد و مقيّد به سلاسل و اغلال نزد كامران ميرزا ارسال دارد . و بدين عزيمت انتظار قدوم همايون مىكشيد .
امّا شخصى از ملازمان كه در آن زمان در ملازمت عسكرى ميرزا بسرمىبرد ، بر ارادهء مقرون به وبالش اطّلاع يافته به جانب اردوى همايون در سرعت مبالغه ورزيد و در نواحى شال - كه از قندهار تا آن مقام بيست فرسخ است - به تقبيل انامل فيّاض پادشاهى فايز گرديد و انديشهء ضلالتپيشهء عسكرى را معروض گردانيد . بعد از اخبار آن مخبر حقيقت انتما ، امارات و ملاقاتى كه مؤيّد و مصدّق خبر آن دولتخواه بود به ظهور آمده ، بالضروره احمال و اثقال بيوتات با بسيارى از رجال و خدمهء اردوى همايون در آن نواحى گذاشته با پنجاه نفر از معتمدان به شجاعت اثر از طريق غير متعارف به صوب سجستان و ملك نيمروز ايلغار فرموده مضمون «
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ
» در آن روز قيامت اثر شامل احوال خيرمآلش گرديد .
احمد سلطان شاملو كه والى ولايت نيمروز بود چون بر تشريف قدم ميمنت لزوم آن جناب اطّلاع حاصل فرمود ، يكى از مخصوصان و مقرّبان خود را كه به سمت قرابت [ 224 ب ] موصوف بود ، به استقبال آن دودمان جلال ارسال فرمود و از روى نياز مسئلت فرمود كه منزل وى را از فرّ نزول همايون رشك اعلى عليّين گرداند . فرستادهء احمد سلطان بسرعت تمام به صوب موكب همايونى حركت نموده به تقبيل انامل فيّاض پادشاه بندهنواز فايز گرديده بعد از اداى شرايط رسالت ملتمس سلطانى را معروض ايستادگاه