تحف و هداياى لايقه بر سبيل پيشكش گذرانيدند . بعد از اداى شرايط بندگى به موجب رخصت متوجه الكاى خويش گرديدند و غازى خان تكلو نيز در خدمت نوّاب القاصى به اقطاعات مفوّضه توجه نمود . بعد از ترخيص آن جماعت رايات اقبال آيات متوجّه قشلاق تبريز گشت و در يورت قشلاق ايلچيان از نزد سلاطين ماوراءالنهر كسكن قراى بن جانى بيگ سلطان ، حاكم بلخ ، و عبد العزيز بن سلطان ، ولد عبيد خان ، صاحب بخارا ، به كرياس گردون اساس آمده بيلاكات و هداياى لايقه گذرانيدند و يكى از اعيان حضرت به ايلچىگرى آن طرف معيّن گشته رخصت عزيمت ارزانى فرمودند .
چون خاطر خطير همايون از جانب خوزستان مطمئن نبود و حاكمى كه جهت ضبط آن مملكت مقرّر مىنمودند بواسطهء قرب جوار الكاى مخالف تصرّف معتد به در آن ولايت نمىتوانست نمود ، بنابراين در زمان نزول خسرو ممالك سپهر در بروج مهرگان و هنگام بزمآرائى در منزل ناهيد ، پادشاه جهانگير بر سمند جهانگرد كوه پيكر صبارفتار به عزم انتظام مملكت خوزستان برآمده در شهور تسع و اربعين و تسعمائه [ 949 ه / 1542 م ] ظاهر دزفول مضرب سرادقات اقبال گرديد و به مرور متمردان و مفتنان آن ديار را به دست آورده ، از لوث وجود ايشان تمامى ولايت خوزستان پاك گردانيد و زمام ايالت آن ديار به پنجهء اقتدار ابو الفتح سلطان افشار داده و يد تصرّف وى را در حفظ آن مملكت قوى گردانيد . آنگاه دوستكام و مقضى المرام مراجعت نموده قشلاق هميون در دارالمؤمنين قم قرار دادند و بعد از انقضاى زمان شتا و مطوى گرديدن بساط سرما ، طبيعت با نزهت پادشاه جهان بر عادت زمان به ييلاقات متنزّه ميل فرموده حوالى نهاوند و همدان از نزول موكب سپهر توان با سپهر دمساز هماواز گرديد . [ 222 ب ]
و چون مكرّرا از امرا و قايدان كلهر اشارهء تمرّد و عصيان به ظهور انجاميده بود و در اين مرتبه اغماض و شيوهء معدلت مذموم مىنمود ، لاجرم عبد اللّه خان استاجلو و شاهقلى سلطان را با بعضى از امرا و قورچيان عظام به مرابع و مراتع آن گروه ارسال داشته به نفس نفيس در ييلاقات آن محال توقّف نمودند . امراى مأموره بر حسب فرمان به سمت آن ولايت شتافته ، به آب تيغ آتشبار نيران فساد آن جماعت منطفى گردانيدند و جمعى كثير از ايشان را به قتل رسانيده اسير و غنيمت بسيار با رئوس مخالفان به درگاه پادشاه جهانپناه رسانيدند .
چون چند روزى مزاج اشرف انحرافى از منهج اعتدال يافته عالميان در لجّهء اضطرار افتادند . امّا از اثر دعاى درويشان آثار صحّت به ظهور آمده مؤمنان را حياتى تازه و سرورى بىاندازه دست داد و بعد از انقضاى مدّت بيمارى و ايّام نقاهت در زمان برودت هوا و هنگام دمسردى و سرما عازم قشلاق دار السّلطنهء قزوين گرديده ، لواى عيش و
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 484
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٤٨٤