تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
بزمگه برخاسته به جانب مضجع ميل فرمود ، انّه موصل الى المقصود .

99 گفتار در مراجعت پادشاه آفاق به جانب عراق و ذكر بعضى از وقايع كه در اثناى راه از حيز فوت به منصّهء ظهور آمد

پس از انقضاى مدّت تابستان و قرار خسرو ممالك سپهر در شهور مهرگان به خاطر خيرمآبش پادشاه سكندرنشان خطور نمود كه اگر ايام شتا و زمان برودت سرما در ولايت خراسان قشلاق به وقوع آيد يمكن كه تشويش و تفرقهء تمام به حال خواص و عوام راه يابد ؛ چه ، در آن اوقات كه رأى اصابت نماى پادشاه جهانگير بدين عزيمت رايت تردّد مىافراشت نرخ حبوبات در غايت تصاعد بود و امرا و اركان دولت نيز بواسطهء طول مكث در سفر نهايت دلگير و پريشان خاطر گرديده به هنگام وجدان فرصت مرغبات مراجعت به طرف اوطان معروض پايهء سرير عرش نظير مىگردانيدند . لاجرم مرغبات معروضهء امرا و مقرّبان درگاه مقبول رأى عالم‌آراى شاهنشاهى گرديده در نهم شهر ربيع الثانى سنهء اربع و اربعين و تسعمائه [ 944 ه / 1527 م ] لواى آفتاب اشراق به طرف عراق در نهضت آمده ، محمّد خان در ملازمت شاهزادهء عالميان سلطان محمّد ميرزا به مشايعت ركاب نصرت آيات پادشاه صايب‌اراده تا النگ شاده چون دولت و اقبال بدرقه لازم دانستند . در اثناى راه پادشاه فريدون جاه گوش هوش فرزند ارجمند [ 212 الف ] و خان سعادتمند را به درر نصايح مقضى به فلاح و لآلى مواعظ موصل به صلاح تزيين داده به لفظ گهربار درر نثار تقرير فرمودند كه « مالك‌الملك بىهمتا زمام مهام فرق انام و مقاليد حلّ و عقد خواص و عوام به محض عنايت بىغايت به قبضهء اقتدار و انامل اختيار ما نهاده ، و مناط بقاى اين عطيهء كبرى و موقوف عليه دوام اين نعمت عظمى ، رعايت احوال رعايا و اصلاح جوانب فرق براياست ؛ چه ، از متصدّيان امور جهانبانى و معتمدان اشغال كارخانهء انسانى هر آنكه در امور مهام عباد - كه ودائع آفريدگارند - مساهله و مسامحه جايز دارند ، در اندك زمان قهرمان قهر «
تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ . . .
وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ
» « 1 » او را از سرير عزّت در
هامش
( 1 ) - آل عمران : 26 .