سركشى سپردند ، دليران غضنفرنشان و غازيان رستم توان رايت قتل و نهب بر سر ايشان برافراشتند .
و چون خاطر خطير پادشاه ربع مسكون از تصرّف و سرانجام مهام آن ممالك فراغت يافت ، زمام انتظام آن ولايت به قبضهء اختيار و تصرّف اقتدار بوداق خان قاجار بازگذاشت . آنگاه بر مركب نصرت و كامگارى به صوب [ 210 ب ] مستقر سرير خلافت و بختيارى مراجعت فرمود . و چون محمّد خان والى هرات از مراجعت خسرو خجسته صفات آگاه گرديد ، رأى ملكآرايش اقتضاى آن نمود كه بنا بر وفور اهل اخلاص و اعتقاد رايت طرب از پى تشريف قدوم پادشاه بندهنواز محل عبور خسرو دادگر را از زيب و زينت گوناگون چون ساحت با راحت ارم ذات العماد گرداند ، بنابراين پيشوايان اصناف و كلانتران متّصف به انصاف را طلب داشته حكم فرمود كه از اجناس رنگارنگ و تنسوقات چين و فرنگ اسواق و شوارع داخل و خارج شهر را كه بر ممر عبور پادشاه مؤيّد منصور واقع است تزيين داده و در زينت و غرابت افعال متفرّع بر آن غايت اجتهاد به عمل آورند و منظر پادشاه نيك منظر را به نوعى پيراسته و آراسته گردانند كه در هر قدم به ملاحظهء غرابت امرى توقّف نموده ، هر لحظه مسرّت و انبساطى تازه رو نمايد .
آن جماعت امتثال فرمانفرمايى نموده دكاكين و شوارع معهود را به اهل سوق و ارباب حرفه سويت نموده به جدّ تمام اسباب آرايش و تزيين اقدام قيام نمودند و به دستورى كه خاطر خطير نوّاب خانى متوجّه آن بود پرتو اهتمام خواص و عوام بر ساحت مقرون بر آيتش تافته بىتكلّف اذيّتى به ظهور پيوست كه گويا نقشبندان قضا لطايف غرابت صنع پروردگار جهت تفرّج اولو الابصار در آن مظاهر سمت ظهور داده و مزيّن قدردان منازل جنّت ابواب زينت بر اطراف و اكنافش برگشاده ، هر دكّانى كه جواهر مخفيهاش از سقف و جدار پديدار گشته و هر بازارى گلزارى كه در نظارت و لطافت از روضهء جنّت در گذشته . خوبرويان شيرين شمايل به سان حوران در منازل فردوس شمايلش بر مسند دلربايى متمكّن و از حضور مبتهج آن سرور شأن در آن اماكن در هر مقامى خوش آواز بديعاللهجه ساكن . مطربان نغمهپرداز در هر زبان صيحه و فغانى از مجمع شيخ و شاب به مسامع علويان رسانيده و ناظران سپهر در مشاهدهء آن صبح و شام چون مهر و ماه دل از دست داده .
القصّه بعد از ترتيب و اتمام تزيين ، پادشاه حشمت قرين به موضع هزار جريب كه قريب به دار السّلطنهء هرات است نزول اجلال فرموده بارگاه سلاطين پناه به ذروهء مهر و ماه رسانيد . [ 211 الف ] و در همين حال كه بيست و سيّم شهر محرّم الحرام سنهء مذكور است ، محمّد خان با اشراف و اعيان در ركاب شاهزادهء عالميان ، اقبال مثال ، به استقبال
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 464
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٤٦٤