پادشاه سپهر اقتدار رسانيدند . و چون از جانب نوّاب بهرام ميرزا در آن وقت خبرى محقّق نبود ، لابد خاطر هميون از آن مهر پريشان گشته ، شاهوردى خليفه سولكن را كه به صفت شجاعت آراسته بود ، به ملازمت شاهزادهء و الا و امراى جلادت انتما ارسال گردانيدند كه از احوال خود و سپاه نصرت دستگاه غافل و ذاهل نباشند كه سپاهى گران به سردارى ابراهيم پاشا متوجّه دفع ايشان گشته . اگر احتياج به مدد و معاونت باشد ، اعلام نمايند .
و چون همگى خاطر خطير پادشاه جهانگير متوجّه تفتيش اخبار سپاه بهرامى بود ، بنابراين موكب هميون از ظاهر وان كوچ كرده به جانب وسطان توجه فرمودند . در عصر همان روز يكى از قورچيان عظام كه به جهت آوردن خبرى محقّق به طرف معسكر « 1 » روم ارسال گردانيده بودند ، معاودت نموده ، رومى [ ى ] كه از جنگ فرار مىنموده به چنگ آورده به نظر مرحمت اثر هميون رسانيد . از تقرير آن رومى معلوم گرديد كه نوّاب بهرامى و امراى عظام با سپاه روم مجاهد گشته ، ابراهيم پاشا شكستى فاحش يافته [ 193 الف ] فرار بر قرار اختيار نموده و تا معسكر سلطان روم در مكانى توقّف نتوانستند نمود ، و فرمانفرماى روم هنوز در ظاهر اخلاط متمكّناند و الامهء مردود و محمّد پاشا به طرف وان گسيل نمودهاند كه به محافظت آن طرف قيام نمايند . و الامهء مردود يكى از ملازمان القاص ميرزا را به طريق تفحّص به چنگ آورده ، معلوم فرمودهاند كه رايات جلال پادشاه جهان در ظاهر وان قرين اوج كيوان است و همگى همّت و الا بر ممانعت سپاه روم از دخول وان مصروف دارند . و چون اين خبر بر ايشان ظاهر گرديد ، از طريق مستقيم انحراف ورزيده ميانهء ارجيس « 2 » و عادلجوار مقيم گرديدهاند و انتهاز فرصتى مىنمايند كه داخل وان گردند .
امّا پادشاه مؤيّد منصور به گفتار رومى اكتفا ننموده ، هشتاد نفر از قورچيان عظام را بواسطهء آوردن شخصى كه بر تقرير وى اعتماد توان نمود ارسال گردانيدند . آن جماعت قريب به معسكر روم هفده نفر از متجنّدهء روم به چنگ آورده به نظر هميون درآوردند . از تقرير ايشان معلوم گرديد كه آنچه آن رومى از جنگ گريزان بيان نموده بود ، مطابق واقع است .
در اين اثنا شاهوردى خليفه سولكن كه به جهت استعلام خبر بهرام ميرزا نزد ايشان رفته بود مراجعت نموده ، حقيقت محاربهء نوّاب بهرامى و ابراهيم پاشا معروض پادشاه
هامش
( 1 ) - د ، ف : عسكر .
( 2 ) - ف : برجيس .