جهان گردانيدند ؛ آن طريق كه چون ابراهيم پاشا حسب الامر قيصر به مدافعهء بهرام ميرزا توجّه فرموده قريب به معسكر روم بين الفريقين اتّفاق محاربه مىافتد و حربى در نهايت صعوبت اتّفاق مىافتد ، امّا از اثر كوشش و تواتر حملات غازيان مجاهد ، سدّ سپاه مخالفان تزلزل گرفته ، چون چند نفر از موكب غرور بر خاك ادبار قرار مىگيرند ، بقيّة السيف و ابناى ثبات از هم ريخته فرار بر قرار اختيار مىنمايند . و مرتبهء ديگر بهرام ميرزا و امراى عظام غالب آمده جمعى كثير از روميّه عرضهء سنان و تير غازيان شيرگير مىگردند ، و ابراهيم پاشا به صد حيله از آن مهلكه رخت به مأمن نجات مىكشد و تا درون اردوى قيصر تعاقب گريختگان به وقوع آمده ، از اين جهت رعب و هراس تمام عارض روميه گشته است . [ 193 ب ]
و بعد از تحقيق اين خبر پادشاه بحر و برّ نيز همّت بر اخذ الامهء مردود و دفع محمّد پاشا مصروف داشته ، مقرّر گردانيدند كه بر سبيل شبيخون بناى ثبات و سكون آن جماعت به سيل فنا دهند . آنگاه فرمان هميون به ركوب سپاه فيروزى دستگاه به نفاذ پيوست كه قورچيان ذو القدر و تركمان را كه موازى هزار سوار نامدار بودند به منقلاى از پيش ارسال داشتند و رايات عزّت و اقبال نيز بر تعاقب ايشان عزيمت شبيخون بدان طرف معطوف داشتند . و چون به رودخانهاى كه در وسط وان و ارجيس واقع است - و مشهور به دربند شاهى - همه جا عبور لشكر ممكن نبود و قنطرهاى تنگ از اشجار و خاشاك بر آن بسته لا علاج از آن قنطره عبور مىبايست نمود ، از آن جهت پادشاه مؤيّد گردون احتشام جهت گذاشتن سپاه بالتمام ، لحظهاى بر كنار آن قنطره توقّف فرمود تا تمامى سپاه جمع آمده به هيئت اجتماعى بر سر مخالفان تاختن برد .
در اين اثنا ، امرايى كه به تاخت الكاى زاهد محمّد كرد رفته بودند ، سالما و غانما مقضى المرام مراجعت نموده ، بعد از وصول بدان قنطره در آن طرف آب روشنى مشاعل ديده ، گمان بردند كه موكب هميون جهت جو دادن اسبان نزول نمودهاند . هريك از سپاهيان عقب مانده نيز اقتفا بديشان نموده به جنب يكديگر نزول مىنمايند تا در حوالى قنطره ، در آن شب ، جمعيتى بىاندازه روى داده آتش بسيار و مشاعل بيشمار افروخته مىگردد .
الامه چون از دور روشنايى مشاعل را مشاهده مىنمايد ، از آن حال استدلال بر توجّه رايات صفوى آيات نموده ، درمىيابد كه ، بيت :
« سيل اگر سنگ را بگرداند * چون به دريا رسد ، فروماند »
لاجرم ، در ساعت محمّد پاشاى مزوّر ، رفيق خود را از توجّه پادشاه گيتىستان آگاه ساخته راه فرار پيش مىگيرد . قورچيان منقلاى بر فرار ايشان اطّلاع يافته در ساعت