تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
ظهور رسانيدند . نايرهء حرب به مرتبه‌اى اشتعال يافته بود كه چندانكه پادشاه جم‌جاه در انطفاء آن كوشيد ، التهاب انطفاپذير نبود . اتّفاقا در آن شب امر حراست و كشيك درگاه خلايق پناه به قورچيان ذو القدر متعلّق بود و ذو القدر با شاملو در اين مجادله اتّفاق داشتند و بنا بر معاونت شاملوان قورچى [ ى ] از ذو القدر مصر بيگ نام نيزه‌اى حوالهء جوقه سلطان نموده ، بدان زخم نيزه به دار القرار قرار گرفت . امّا ملازمان و مقرّبان وى قتل او را مخفى داشته همچنان در مدافعه و مقاتله رايت مقاومت مرتفع داشتند . در تضاعف اين گيرودار امرا و اويماق تكلو بر امر شبيخون و ورود جوقه سلطان به درگاه سلاطين پناه اطّلاع يافته فوج فوج و گروه گروه به مقام سپهر قوام مقاتله - كه عبارت از كرياس گردون اساس پادشاه ايران است - توجّه نمودند تا هنگامى كه نيّر اعظم رايت اضائت بر مضمار افق نصب فرمود ، جمعى كثير از مبارزان تكلو بر درگاه عرش اشتباه مجتمع گرديدند . شاملوان را تاب مقاتله و طاقت مقاومت از آن جمعيت مسلوب گشته ، بالضّروره فرار اختيار نمودند و حسين خان شاملو را مجال توقّف در موكب هميون نمانده ، لا علاج با متابعانش به گرمسير بوانات فارس عنان فرار معطوف گردانيد . بعد از فرار وى يك‌دويى از سرداران شاملو گرفتار گشته ، در آن شب ديجور به قتل رسيدند . القصّه ، امراى تكلو بر فوت جوقه سلطان تأسّف بسيار خورده در ماتم [ 180 ب ] وى غايت فزع و شيون به عمل آوردند و ولد ارشد وى را كه به شاه قباد بيگ موسوم بود به جاى وى نصب نمودند .

84 بيان محاربهء ساير اويماقات با تكلو و مغلوب گشتن تكلو و به بغداد گريختن آن جماعت و بيان عصيان الامه تكلو

« 1 » چهرهء شاهد اين معنى در نقاب استتار مخفى نخواهد بود كه اويماقات عظام كرام چون : استاجلو ، شاملو ، ذو القدر ، افشار ، قاجار و روملو را از قديم الايام منازعه و مجادله با ايل تكلو قايم بوده ، امّا بواسطهء اقتدار و تقرّب جوقه سلطان از اظهار مخاصمت متقاعد مىبودند . در آن ولا كه جوقه سلطان به قتل رسيد ، اويماقات مذكور تجديد اظهار
هامش
( 1 ) - ف : + و وقايع متفرّع بر اين مقدّمات .