تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
روز عيش و طرب و بستان است * روز بازار گل و ريحان است
تودهء خاك عبيرآميز است * نفخهء باد عبيرافشان است
پادشاه كامگار در اين سره وقت به عزيمت ادراك هواى بهار و سير وادى و كوهسار از دار السّلطنهء اصفهان به ييلاق كندمان - كه از متنزّهات مواضع جهان است ، ميل فرموده در ساعتى از سعادت مشحون در آن مرغزار جنّت آثار سرادقات اقبال به اوتاد خلود مربوط گردانيد و در بعضى اوقات مجلس بزم تمهيد داده ، ساقيان لاله‌عذار باده‌هاى چون لعل مذاب در اقداح چون آفتاب در گردش آورده ، مجلس خسروانى را مىآراستند . سابقا رقم‌زدهء كلك بيان گرديده بود كه حسين خان شاملو با عبيد خان بنا بر مصلحت وقت صلح نموده از راه كيج و مكران عازم درگاه سلاطين پناه گرديد . چون در آن وقت وصول به موكب هميون متعسّر و متعذّر مىنمود ، در ولايت فارس قشلاق كرده در ايام بهار و زمان استواء ليل و نهار ، كه رايات ميمنت آيات پادشاه حميده صفات در ييلاق كندمان قرين فرقدان بود ، به تلثيم قوايم سرير عرش نظير استسعاد يافت . شاهزادهء سامى و خان نامى به نوازشات پادشاهى و تفقّدات نامتناهى مباهى گرديدند و شب و روز انيس مجلس خاص و بزم اختصاص مىبودند . و چون روزى چند به مراسم خدمت و شرايط بندگى قيام نمودند ، استقلال جوقه سلطان تكلو و جلوس وى بر وسادهء وكالت در نظر همّت حسين خان به غايت نامرضى نموده ، همگى همّت بر دفع استقلال وى مصروف داشت و در اين انديشه مدّتى مديد سر برده امراى شاملو را با خود متفق گردانيد و انتهاز فرصت را چشم مىداشت . جوقه سلطان نيز به مضمون آنكه :
دل را به دل رهىست درين گنبد سپهر * از كينه سوى كينه و از مهر سوى مهر
از آثار سلوك و محاورات ضروريه به قصد حسين خان متفطن گشته دفع نزاع وى را بر صفحهء خاطر ثبت گردانيد و از طرفين بر بساط كينه و نفاق يكديگر نشسته منتهز فرصت مىبودند . بالاخره حسين خان به مدلول آنكه « فى التأخير آفات » عمل نموده در اين امر بر وى سبقت جست و در شبى كه ، نظم : [ 180 الف ]
ز ظلمت گشته پنهان خانهء خاك * چو چاه بيژن و زندان ضحّاك
غنوده در عدم صبح شب‌افروز * به قير انباشته دروازهء روز
جهان چون اژدهايى پيچ در پيچ * بجز دود سيه گردش دگر هيچ
با سرداران و نامداران شاملو بر سر وى شبيخون برده چون حوادث نازله پيرامون وى فروگرفت . و چون در آن وقت قوّت مقاومت از جوقه سلطان و متابعانش مفقود بود ، بالضروره پناه به درگاه خلايق پناه برده در آن كعبهء امن‌وامان قرار گرفت . حسين خان نيز به تعاقب وى مبادرت نموده در آن سدّهء عرش مرتبه ميان فريقين كار محاربه به طول انجاميد . دليران طرفين در آن شب تيره و تاريك به تير و شمشير نهايت مردى و تهوّر به