پرستارى و مالش مىنمودند در وقت نقل از مقتل به مدفن چگونه برهنه و عريان در خاك و خون آغشته در پارسنى انداخته كشانكشانش مىكشيدند فاعتبروا يا أولى الألباب ، نظم :
زمانه چو باد است و باد از نخست * نقاب از رخ گل به عزّت كشد
پس از هفتهاى در ميان چمن * تنش را به خاك مذلّت كشد
74 جولان كميت قلم وفا رقم در مضمار اختلاف امراى عظام جهت مناصب و تقرّب پادشاه گردون غلام شاه طهماسب الحسينى
پادشاه فريدونفال به يمن دولت بىزوال چون يورش خراسان به جهت دفع طغيان و تطاول سلاطين ماوراءالنهر و متجنّدهء اوزبك تصميم داده بدين عزيمت رايت نصرت آيات تا باغ عليخان نهضت نمود ، در اين اثنا ميان امراى عظام و سرداران اويماقات ذوى الاحترام كه در كرياس گردون اساس اقامت داشتند خلاف گونهاى روى نمود كه منجر به فساد عظيم گرديد [ 162 الف ] منشأ نزاع آن كه ديو سلطان روملو و كپك سلطان استاجلو چون به شركت در امر وكالت پادشاه نوجوان دخل مىنمودند عرق عصبيّت ديگر امرا كه خدمت ايشان نيز در اين دولت ابد پيوند از آن دو امير وكالت انتساب به ميزان اعتبار رجحانى نداشت به حركت آمده ارتقاء مدارج جلال و مراتب عزّت خود را در انهدام مبانى شوكت ايشان منحصر مىدانستند و ايضا به حكم لا يجتمع فحلان فى شول و لا سيفان « 1 » فى الغمد ميانهء ديو سلطان روملو و كپك سلطان استاجلو بواسطهء شركت در امر وكالت به منازعه انجاميد . امّا به مضمون الأمور
هامش
( 1 ) ف : و هيفان .