تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
در تضاعف اين احوال مسرعى از نزد پادشاه فريدون‌فال آمده بشارت جلوس ابد مأنوس بر تخت سلطنت به جاى پدر نيك اختر رسانيد و فرمان قضا جريان به ظهور آورد كه به دستور زمان پادشاه مغفور ايالت [ 156 الف ] مملكت خراسان به شاهزادهء كامگار سام ميرزا بوده و دورميش خان به دستور لله و راتق و فاتق مهمّات ملكى و مالى باشد و ولات ولايات و داروغگان مضافات و منسوبات خراسان اطاعت امر نافذ شاهزاده و خان عالىمقدار « 1 » نموده به نصب و عزل ايشان منصوب و معزول باشند . از زلال اين خبر خير اثر و از فيض غمام اين احكام روح‌پرور نايرهء طغيان و عصيان حكّام هر ولايت انطفا پذيرفته كلّ امنيّت در چمن مملكت شكفته گرديد و رايات جلال و استقلال ( دورميش خانى ) « 2 » مرتبهء ديگر در خراسان از سپهر نورانى درگذشت ، امّا از انتشار خبر كلفت اثر انتقال پادشاه مبرور ، سلاطين چنگيزى و متجنّدهء اوزبكيّه اجتماع نموده از آب آمويه عبور نمودند و در سر حدّ خراسان لواى ظلم و ظلام مرتفع ساخته سدّ يأجوج و مأجوج فتنه و آشوب به استعانت جنود نامعدود و استظهار اقتدار گشودند . چون صرصر اين عزيمت بر ساحت دار السّلطنهء هرات وزيدن گرفت نوّاب خانى به استصواب آصف ثانى خواجه حبيب اللّه به تهيّهء اسباب قلعه‌دارى پرداخته تا زمانى كه نزول مخالفان به وقوع انجاميد ضروريات محاصره و قلعه‌دارى از تعمير بروج و جمع ذخاير و سامان آلات نبرد و احداث كوچه بند خارج شهر و غيرهم مهيّا نموده به لوازم تحفّظ و تيقّظ اقدام نمودند ، چنانچه حراست درب فيروزآباد از جانب يمين تا برج خاكستر و از جانب شمال تا برج بابا محمود به ملازمان خواجه حبيب اللّه تفويض فرمودند و بر محافظان درب عراق هلهل بهادر را سردار گردانيدند و صيانت دروازهء خوش متعلق به سموراوغلى كردند و محافظت دروازهء قبچاق به تعهّد احمد بيگ نور كمال مقرّر گشت و حسين خان برادر اعيانى نوّاب دورميش خان ، كه در آن زمان به حسين ميرزا اشتهار داشت ، بر درب ملك رايت حراست برافراشت و نوّاب خانى با فوجى از ملازمان خويش و قورچيان شاهزادهء عالميان در كرياس گردون اساس اقامت ورزيدند كه تا هريك از سرداران را كه به حراست
هامش
( 1 ) ف : خان آزاده . ( 2 ) ف : حذف .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 365 | ميرزا بيگ جنابدى