تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
كامكار گرديده به حوزهء ديوان اعلى قرار گرفت « 1 » و تمامى بلاد و امصار محروسهء مملكت به ميامن معدلت پادشاه نصفت شعار رشك فردوس برين و داغ دل أعلى عليّين گرديد . از اين جهت پادشاه عجم و عرب بساط عيش و طرب مبسوط داشته سواى كامرانى و نشاط به امرى ديگر نمىپرداخت و همواره به تجرّع بادهء ناب و مؤانست لاله‌رخان غيرت آفتاب صبوح به غبوق و غبوق به صبوح متّصل داشته از مجالست مقرّبان دوربين و محافظت همنشينان اخلاص آيين مباعدت مىنمود . كيفيّت حال بر اين منوال يوما فيوما استمرار و رسوخ يافته در تضاعف و تزايد مىبود « 2 » تا به مرور مزاج با ابتهاج از حدّ اعتدال انحراف ورزيده طبع سليم از طريق صحّت عدول نموده راه به مرحلهء اعتدال نتوانست برد . بالجمله از شرب مدام [ 153 الف ] و قلّت ورود طعام نقص تمام به اعضا و فساد لا كلام به احشاى هميون رسيده اسهال كبدى عارض ذات خجسته صفات گرديد و چندان كه حكماى مسيحا دم و اطبّاى جالينوس شيم در معالجه و مداوا سعى و اجتهاد موفور به ظهور رسانيدند فايده‌اى بر آن مترتّب نمىگرديد و سقوط اشتها و عدم ميل به غذا به مرتبه‌اى رسيد كه از رايحهء مأكولات متأذّى مىگرديد ، چنانچه جلساى بزم و مقرّبان مخصوص در وقت احتياج به غذا از مجلس هميون پوشيده و پنهان بيرون رفته چشمهء نفس را به مواد أكل مىانباشتند و بعد از مراجعت در اخفاى باعث خروج كوشيده « 3 » نام طعام بر زبان نمىراندند و چنان مىنمودند كه رايحهء طعام به مشام آن مهر سپهر احتشام نمىرسيد . به مرور ايّام اين عارضه در تضاعف بود و كار از استعمال ادويهء نافعه و اغذيهء لطيفه گذشته ساعت به ساعت كاركنان قوى از عمل عاطل گرديدند و طبيعت از معارضهء اين عارضه در عقبهء عجز و اضطرار مستأصل گشت ، نظم :
در اين دقيقه بماندند جملهء حكما * كه آدمى چه كند با قضاى كن فيكون
فروغ نبض چو شد منحرف ز جنبش اصل * به لاى عجز فرورفت پاى افلاطون
هامش
( 1 ) ف : به حوزه . . . گرفت : حذف . ( 2 ) ف : كيفيت . . . مىبود : حذف . ( 3 ) م : پوشيده .