اقصاى غور و گرجستان و سيستان با تحف لايقه و هداياى رايقه به ملازمت خان عالىشأن رسيده در هرات جمعيّتى بىاندازه دست داد .
در تضاعف اين احوال مظفّر بيگ از سفر قندهار مراجعت نموده به وضوح پيوست كه ظهير السّلطنة بابر پادشاه بر حسب التماس خان مظفّر ميرزا از ظاهر قندهار مراجعت نموده به صوب كابل توجّه فرمودهاند . مقرّر شد كه حسن چلپى صدر ديوان خان جهت تأكيد قواعد محبّت اتّحاد و تشييد مبانى مودّت و اعتقاد به كابل شتافته به عذر خواهى نوّاب ظهير السّلطنة پردازد . آن جناب به تهيّهء اسباب سفر پرداخته ، امّا قبل از مراجعتش ايلچيان ظهير السّلطنة بابر پادشاه به درگاه عالى خانى رسيده خبر استيلاى آن حضرت بر ولايت قندهار رسانيدند و پيشكش و هدايايى كه همراه آورده بود گذرانيده كيفيّت فتح قندهار بدانسان تقرير نمود كه چون نوّاب بابرى به موجب التماس خان از ظاهر قندهار به جانب كابل توجّه نمود شجاع بيگ ، كه از محنت تضييق محاصره [ 149 الف ] و تنقيص غلا به تنگ آمده بود ، يكى از معتمدان خود را موسوم به ملا باقى در قندهار رتبهء نيابت داده رايت توجّه به صوب سند برافراخت . ملا باقى رقم بطلان بر حقوق تربيت ولىنعمت كشيده قاصدى به طلب ظهير السّلطنة فرستاد .
آن حضرت بعد از رسيدن حسن چلپى به دو روز از كابل به قندهار توجّه نموده آن خطّه را به تحت تصرّف درآورد و زمام ايالت قندهار در قبضهء اقتدار ولد ارشد خود كامران ميرزا گذاشته به كابل بازگشت ، و حسن چلپى با يكى از ملازمان خاصّهء بابرى ميرزا قلى نامى به دار السّلطنهء هرات مراجعت نموده كيفيّت حالات آن حدود معروض نوّاب خانى نمود و احمد بيگ نور كمال به پايهء سرير سلطنت مسير استسعاد يافته كيفيّت انتظام مهام دار السّلطنهء هرات و ولايت خراسان بر نهج وقوع سامان معروض داشت و التماس توجّه قدوم ميمنت لزوم شهزادهء والاگهر سام ميرزا از قبل نوّاب خانى نموده مترصّد فرمان بايستاد . هر چند مفارقت سام ميرزا بر خاطر خطير هميون صعب مىنمود امّا بنا بر مصلحت ملك و رفاهيّت فرق عباد ، فرمان مطاعه به نفاذ پيوست كه آن درّ اوج سلطنت متوجّه برج عزّت و شرف خويش گردد و در حال امراى عظام خليفه محمّد سلطان و سراج الدّين بيگ و مهلل بهادر با گروهى از اهل جلادت و تهوّر در ملازمت سامى آن حضرت كمر خدمت بر ميان جان بندند . آنگاه شاهزادهء كامكار در ساعتى مختار بر أبرش صبارفتار نشسته روى توجّه به صوب خراسان
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 349
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٣٤٩