تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
وضوح پيوست كه : در روم خبر كفران نعمت امير خان موصلو كه از درگاه خلايق پناه روگردان گشته و در تيه غوايت ياغيگرى سرگردان است شيوع تمام يافته است و وى را فرستاده‌اند كه تحقيق اين مقدّمه كند . بنابراين فرمان مطاعه به نفاذ پيوست كه : جاسوس را محافظت نمايند و مسرعى به هرات ارسال دارند كه امير خان متوجّه سدّهء خلافت گردد تا جاسوس را معلوم شود كه والى خراسان از جادهء عبوديّت انحراف نورزيده سالك طريق انقياد و بندگى است . بايقور ميرزا نامى از زمرهء قورچيان به جهت آوردن امير خان به اردوى كيهان‌پوى به جانب خراسان درآمد و در ذىحجّهء اربع و عشرين و تسعمائه [ 924 ه / 1518 م ] رسيده نشانى كه در باب طلب امير خان مرقوم قلم منشيان عطارد رقم شده بود ابراز نمود ، امّا چون معيّن بود كه در بهار مستقبل سلاطين ماوراءالنهر متوجّه تسخير خراسان گردند امير خان را توجّه به پايهء سرير سلطنت مناسب دولت نمىنمود از جانب سيف الانامى مظفّر بتكچى ، كه به موجب فرمان قضا امضا جميع مهمّات خراسان به استصواب او به فيصل مقترن مىگرديد ، از امير غياث الدّين محمّد بن امير يوسف ، كه صدارت شاهزادهء كامكار به وى متعلّق بود ، التماس نمود كه به پايهء سرير عرش نظير رفته سبب توقّف او را به سمع هميون رسانند و نوّاب كامياب اشرف اعلى را بر ساير حالات مطّلع گردانند . بنابراين جناب سيف الانامى و صدر الاسلامى متوجّه درگاه پادشاه سليمان جاه گشته در بعضى از ييلاقات آذربيجان به عزّ بساطبوسى فايز گرديدند و موجب توقّف اميرخان كه موافق دولت ابدى بود و بعضى ديگر از احوالات خراسان معروض داشتند . چون امير محمّد بن امير يوسف بواسطهء دولتخواهى اين دولت ابدى مكرّرا از فرق اوزبكيّه متضرّر گشته مساعى جمليهء وى بر باريافتگان درگاه فلك اشتباه ظاهر بود و در حسن تدبير سيرت و لطف سريرت [ 139 ب ] و محاسن آداب و مكارم اخلاق از اكثر اكابر آفاق ممتاز و مستثنى بود نوّاب هميون أعلى او را به مرتبهء عنايت و رعايت سرافراز گردانيده به انعام طبل و علم رايت قدر و منزلتش به اوج مهر و ماه رسانيد و مجدّدا فرمان قضا جريان به نفاذ انجاميد كه : منصب صدارت شاهزادهء كامكار و ضبط و ربط موقوفات ولايت خراسان از سر حدّ سمنان تا نهايت طخارستان مفوّض به رأى و رؤيت وى باشد و امير خان