تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
متصرّف دار الملك قندهار و داور زمين ( 108 ) بود ، وجههء همّت و الا ساخته با جنود بيشمار از كابل به صوب قندهار توجّه فرمود . شجاع بيگ ارغون ، كه در آن وقت قندهار به يد تصرّف وى بود ، با آن حضرت طاقت مقاومت نداشت در شهر تحصّن جسته همّت بر حفظ برج و باره گماشت . نوّاب بابرى ظاهر قندهار را محلّ رايت اقتدار گردانيده به قدر ميسور در تضييق محصوران كوشيد و سپاه جلادت دستگاه را به ايقاد نواير محاربه مأمور گردانيد . از آن جانب نيز دليران قندهارى به قدم مدافعه پيش آمده به استعمال آلات حرب دفع اذيّت مخالفان مىنمودند . امّا اكثر اوقات دليران موكب بابرى به فتح و نصرت اختصاص يافته رايت اقتدار برمىافراشتند . در تضاعف اين گيرودار خان ميرزا در بدخشان از عالم گذران انتقال نمود . اين خبر در ظاهر قندهار مسموع نوّاب ظهير السّلطنة گرديده بر فوت پسر عمّ قطرات عبرات متواتر از ديده بباريده بالاخره دست اصطبار در دامان شكيبايى زده ايالت بدخشانات به پسر بزرگتر خويش هميون ميرزا تفويض فرمود و به جمعيّت خاطر و فراغ فال در ظاهر قندهار مقيم گرديد و تمامى ولايات داور زمين و گرمسير تا حدود كيج و مكران به تحت تصرّف درآورده صيت شوكت و اقتدارش در اطراف آفاق اشتهار يافت . [ 141 الف ] امير خان در بلدهء هرات از وقوع اين احوال متأثر گشت ؛ زيرا كه به خاطر گذرانيد كه چون بابر پادشاه از فتح قندهار فراغت يابد مبادا لواى كشورستانى به صوب خراسان تابد . در آن اوقات مكرّرا شجاع بيگ مسرعان به هرات ارسال داشته از امير خان و اميد محمّد التماس مىنمود كه نوعى سازد كه بابر ميرزا از قندهار به كابل بازگردد تا به خدمت شاهزادهء عالميان پناه شتافته مدّت العمر از جادّهء عبوديّت انحراف نورزد ، بنابراين امير خان متعاقب رسولان به پايهء سرير آن زبدهء دودمان امير تيمور گوركان فرستاده پيغام داد كه : هر چند شجاع بيگ در ايام سابقه بر جرايم اقدام نموده ، امّا چون حالا به قدم ندامت و اعتذار پيش آمده قبول مىنمايند كه من بعد بر جادّهء دولتخواهى بندگان درگاه خواقين پناه پادشاهى سلوك نمايد و هرساله باج و خراج به خزانهء عامره رساند . لايق آن است كه آن حضرت دست تعرّض از ولايت متعلّقه به وى كوتاه دارد و ترك محاصرهء قندهار نموده زياده از اين در تضييق حال متوطّنان آن ديار نكوشند كه اصرار