ساير مهمّات ملكى و مالى و كلّى و جزوى به استصواب آن عالىجناب فيصل داده ولايت هرات رود به اقطاع او مقرّر باشد .
امير غياث الدّين محمّد ميان منصب صدارت و امارت جمع كرده به كام دوستان عنان مراجعت به صوب خراسان انعطاف داده ، امّا جناب سيف الانامى در ملازمت آستان ملايكآشيان توقّف نموده به لقب سلطانى سرافراز گرديد .
قبل از آنكه امير محمّد به هرات معاودت نمايد امير خان تضاعف ترتيب و رعايت آن حضرت استماع نموده نيران حسد در كانون درونش مشتعل گرديده ابراهيم سلطان را در سال مذكور جهت عرض بعضى مهمّات به صوب درگاه گيتى پناه ارسال گردانيد و بىسبب ظاهرى ملّا مير سمرقندى را ، كه بعد از مصادره و مؤاخذه شيخ مجد الدّين به منصب وزارت برگزيده بود ، به قتل فرمان داده وزارت را من حيث الاستقلال به خواجه عليجان كرهرودى تفويض فرمود .
امير غياث الدّين محمّد در اواخر ماه رمضان به حدود هرات رسيده علما و فضلا و ارباب اهالى به لوازم استقبال استعجال نمودند و در پل فوشنج به عزّ دستبوسى صدارت و امارت پناهى فايز شده به مراسم تهنيت شغل مجدّد پرداختند ، امّا امير خان چنان كه مقتضاى فرمان واجب الاذعان بود به حال آن سيّد ستوده خصال نپرداخت ، بلكه مبلغى كلّى از محال وقف طمع كرده ساير مهمّات به خلاف رأيش به فيصل مىرسانيد .
ابراهيم سلطان چون به پايهء سرير عرش نظير رسيد كمال قابليّت و وفور محاسن آرايش بر مرآت ضمير مهر تنوير ، كه جام جهاننماى غيبى است ، پرتو انداخته به لقب سلطانى سرافراز گرديد و مهمّات نوّاب امير خان را معروض رأى عالمآراى گردانيده بر طبق مدّعا فرامين مطاعه به توقيع وقيع مزيّن ساخت و بعد از تمشيت مهام مقضى المرام مراجعت نمود ، حال آنكه به خلاف [ 140 الف ] متصور و پندار اميرخان به اغواى اركان دولت خويش در اين نوبت با برادر كمعنايتى آغاز نموده رقم بطلان بر خدمات پسنديدهاش كشيد و آن جناب را در هيچ مهمّ از مهمّات خراسان دخل نداد ، بنابراين ابراهيم سلطان رخصت طلبيده مرتبهء ديگر به درگاه سلاطين پناه معاودت نمود و در بناب مراغه به سعادت زمينبوسى استسعاد يافته به منصب مهردارى هميون سرافراز گرديد و با آنكه از برادر نهايت آزردگى خاطر داشت در آن ايّام كه در پايهء سرير سپهر
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٣٣١