تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
مدافعهء اعداى دين قيام نمىتوانند نمود ، لا جرم فرمان عالم مطيع به نفاذ مقرون گرديد كه انيس الحضرة البهيّه دورميش خان و زينل خان و حاكم كردستان ، جوجى سلطان ، عنان يكران به اعانت والى بغداد معطوف دارند . پس آنگاه پادشاه جم‌جاه احمال و اثقال اردوى عالم‌پوى را مصحوب وكيل السّلطنة ميرزا شاه حسين به طرف دارالمؤمنين قم گسيل نموده عازم حدود كوه بيستون گرديد . [ 130 الف ] در آن مرغزار جنّت آثار به لوازم صيد و شكار پرداخته بعد از انقضاى روزى چند عنان باركى جهان مسير به صوب خطّهء قم مصروف داشت و در متنزّهات آن ولايت مدّتى چند به عيش و كامرانى گذرانيده آنگاه رايت نشاط به سمت خطّهء كاشان مرتفع گردانيد . چون ولايت كاشان سيورغال ( 106 ) وكيل السّلطنة ميرزا شاه حسين مقرّر بود در آن ايّام خجسته آغاز و انجام كه از فرّ نزول سراپردهء جلال خطّهء كاشان غيرت‌افزاى روضهء جهان بود نوّاب اعتماد الدّولة به تمهيد پيشكش كشيدن و عرض تحف شاهانه و ترتيب سرانجام طوى عظيم خسروانه قيام نموده در مرغزارى نزهت آثار ، كه به عذوبت آب و لطافت هوا رشك غوطهء دمشق و سغد سمرقند بود ، بساطى پادشاهانه از فروش و خيام زركش منقّش گسترانيد و از اسباب موايد گوسفند فربه و مرغ مسمّن و غاز پروارى و أشربه و مربيات و جوارشات چندان ترتيب دادند كه سبب تعجّب و حيرت خلايق گرديد و بر اين قياس شراب صافى ريحانى ياقوت رنگ در ظروف و أوانى سيمين و زرّين آن مقدار حاضر گردانيدند كه آن ساحت وسيع تضييق پذيرفت و از فواكه عذوبت آثار و تنقّل بيشمار در آن بساط نامدار چندانى چيدند كه رضوان جنان انگشت تحيّر به دندان گرفت . بعد از ترتيب جشن و سور و تمهيد موجبات حضور ، پادشاه مؤيّد منصور متوجّه آن انجمن فردوس لقا گشته وكيل الخلافة به گسترانيدن پاىانداز از اطلس مصرى و خطايى و ديباى شامى و شوشترى آن ساحت خلد تزيين را چون بساط خضرا مزيّن گردانيد . پادشاه بنده‌نواز بر مسند سرافرازى و وسادهء اقبال متمكّن گشته امراى تواجى هريك از مقرّبان حضرت و اركان دولت را در موضعى مناسب رخصت جلوس ارزانى داشتند . ساقيان لاله‌عذار و مغنّيان خوش‌لهجهء شيرين‌گفتار و مطربان نغمه آفرين كه هريك به نواى غم‌زدا و صنعت اوتار زنگ ملال از مرآت قلوب معاشران مىزدودند بىتكلّف انجمنى