56 تقرير بيان در اظهار خلاف اميره ديباج « 1 » ، حاكم فومن و رشت ، و طريق اطاعت گزيدن بعد از سبيل عليل عصيان پيمودن و ذكر بعضى از نهضات پادشاه ستوده صفات
در آن اوان كه پادشاه جهانيان در فضاى النگ خرقان رايت عدل و احسان لاصق سپهر گردون [ 129 الف ] داشت به مسامع عزّت رسيد كه : اميره ديباج ( 105 ) بعد از فوت والد خويش امير حسام الدّين در فومن و رشت فرمانفرما گشته ، امّا با بندگان درگاه عرش اشتباه در طريق عصيان و سبيل خذلان سلوك مىنمايد .
اين معنى از سرّ حدّ تواتر به مقام تحقيق انجاميده ، بنابراين مقرّر شد كه انيس الحضرة الخاقانيّة دورميش خان و زينل خان و حاكم رستمدار و والى مازندران از راه دريا كنار به لاهيجان شتابند و به اتّفاق حاكم دريا كنار ، سلطان احمد ، عنان يكران به صوب رشت تابانند و حاكم فومن را از طريق عصيان و سركشى به صراط مستقيم انقياد و فرمانبرى دلالت نموده از وخامت عاقبت آن تحذير نمايند . موكب هميون شاهنشاه از راه سلطانيّه مملكت طارم را مضرب سرادقات اقبال گردانيد كه از آنجا رايت سپهر آيت به صوب فومن مرتفع سازد .
دورميش خان بر حسب فرمان داراى زمان با امراى مأموره به راه لاهيجان در حركت مسارعت نموده ماهچهء رايت فيروزى آيت پرتو وصول بر حدود سلطانيّه انداخت . صرصر اين عزيمت چون بر فضاى خاطر اميره ديباج وزيدن گرفت غريق لجّهء اضطراب و ندامت گشته چارهء كار در آن دانست كه پناه به سفينهء احسان و عاطفت بيكرانه برده رخت به ساحل امنيّت كشد . بدين عقيده هداياى لايق و تحف رايق سامان داده مصحوب عبد اللّه ديوانه و خليفه سيّد على ، كه از اعيان مملكت گيلان به مزيد يقين ممتاز بودند ، با جمعى ديگر از اشراف و اهالى آن ديار به درگاه عالم پناه ارسال نمود و عريضه [ اى ] مشتمل بر
هامش
( 1 ) م : اميره ديّاج ، ف : امير دياج .