مراجعت فرمود . در يك فرسخى آن بلده انيس الحضرة البهيّه دورميش خان و ساير امرا ، كه جهت استمداد عوض سلطان به دارالسّلام بغداد توجّه نموده بودند ، همعنان توفيق مراجعت نموده به تلثيم ساحت خلافت شرف ذاتى حاصل نمودند و در ملازمت ركاب كرامت انتساب از ساوه به فراهان و از فراهان به كوره رود « 1 » و از آن مقام به دامان كوهى ، كه در دو فرسخى مزار فايض الانوار امامزادهء واجب التعظيم سهل على واقع است ، نزول اجلال فرمودند و قريب به يك ماه در آن مرغزار نزهت آثار خيام و خرگاه آسمان كردار به ذروهء سپهر دوّار برافراشته بودند .
در تضاعف آن احوال به مسامع جلال رسيد كه طايفهاى از جنود اوزبكيّه به خيال نهب و تاراج ولايات خراسان از آب آمويه عبور نموده بدين عزيمت ابواب ظلم و بيداد بر روى فرق عباد گشودهاند . رفع و دفع فساد آن جماعت را فرمان لازم الاتباع به نفاذ پيوست [ 131 ب ] كه : ركن الدّولة دورميش خان و زينل خان و ساير امراى عراق و مازندران به حدود فيروز كوه و ييلاق لار رفته قشلاق نمايند و اگر اخبار تعرّض به ولايت خراسان محقّق گردد امداد امير خان موصلو را پيشنهاد همم عالى دارند . نوّاب ركن الدّولة بر طبق فرمان مطاعه به آن صوب توجه نموده مدّت دو ماه در متنزّهات فيروز كوه و چمن لار اوقات بهجت آثار مصروف داشت .
بعد از ارسال آن سپاه ، پادشاه نيكواعتقاد از دامان آن كوه پرشكوه به مزار فايض الانوار امامزادهء واجب التعظيم شتافته به آداب طواف آن مرقد ملايكمطاف همّت و الا مصروف داشت « 2 » و به اصناف صلات و صدقات مجاوران آن خجسته مقام را مسرور گردانيد . بعد از تقديم آداب زيارت ، از طريق سيلاخور ( 107 ) به آقالنگ و از آنجا آهنگ بلدهء طيّبهء همدان كرده در آن غيرتافزاى روضهء رضوان سرادقات اقبال به اوج مهر و ماه مقارن گردانيد .
در خلال نزول اجلال هميون ، اميره ديباج كه سابقا در مقام اطاعت و انقياد خدّام سپهر احتشام آمده التزام باج و خراج نموده بود ، به درگاه ولايت پناه شتافته به تقبيل قوايم سرير عرش نظير كه نهايت آرزوى ملوك هفت اقليم است شرف ذاتى حاصل نموده پيشكش و هداياى موفوره به ساحت ظهور
هامش
( 1 ) م : كرهرود ، ف : كرهرود .
( 2 ) ف : بعد از . . . داشت : حذف .