ذات ميمنت انيس در ساعتى كه سعادت شكارش بود پاى دولت در ركاب ظفر انتساب آورده بر سبيل حركت « 1 » نهضت فرمودند . چون ولايت كاشان از فرّ نزول هميون رشك سپهر بوقلمون گرديد مولانا علاء الدّين طبيب ، كه از اكثر مقرّبان پايهء سرير خلافت به مزيد تقرّب ممتاز بود و در تشخيص امراض و معالجهء اعراض خاصيّت مسيحا ظاهر مىنمود ، به مرض ذات الجنب پهلو بر بستر ناتوانى نهاده بعد از دو سه روز امتداد عارضه در منزل بو الخار « 2 » ، كه از مضافات اصفهان است ، به جوار رحمت ايزدى پيوست . پادشاه سعادت قرين را از فوت مولانا علاء الدّين محمّد ، آن حكيم عديم المثل ، اندوه و ملال روى داده ولد ارشدش را به مزيد تقرّب ممتاز گردانيده قائممقام پدر ساخت . پس لواى كشورگشايى به صوب شكارگاه برافراخت و در منزل چال سياه « 3 » پيوسته گور بسيار و آهو و نخجير بيشمار و ساير جانوران از سباع و ارانب و ثعالب پايبند دام تقدير گرديدند و به ضرب تيغ و تير پادشاه جهانگير و اعاظم امرا و قورچيان پانزده هزار جانور ، كه اكثر آن گور بود ، به قتل و ذبح رسيد .
هنوز چال سياه مضرب سرادقات اقبال بود كه انيس البهيّه دورميش خان به سجدهء ساحت جلال استسعاد يافته ولات مازندران و رستمدار با پيشكش فراوان و جهات بىپايان شرف تقبيل قوايم سرير خلافت معزّز گردانيد و به آن نيكوخدمتى بيشتر از پيشتر منظور نظر عاطفت گشته عنايت بىغايت خسروانه رتبهء وى را از مراتب ايستادگان درگاه عرش اشتباه بگذرانيد .
بعد از فراغ از امور شكار موكب شوكت و اجلال از چال سياه از راه دليجان و محلّات عازم دارالمؤمنين قم گرديد . در آن بلدهء فردوسنشان رسوم و آداب عقيقهء شاهزادهء انس و جان سام ميرزا به عمل آمده سر آن اختر برج كامكارى را تراشيدند و موى مشكبويش به طريق سنّت سنيّه با نقره برابر كرده تصدّق فرق هميونش نمودند . [ 128 ب ] بعد چند روز پادشاه گيتى افروز به بسط بساط نشاط فرمان داده به لوازم سرور و عيش اقدام نمودند . مقارن اين حال نسيم ارديبهشت در اهتزاز آمده اعتدال هوا ساحت باغ و راغ را چون سپهر اخضر از سبزه و ازهار بياراست و شاهد گل به انواع طراوت و تجمّل بر مسند دلربايى نشسته ناله و افغانش شور و غلغل در ولايت گلستان انداخت ، لمسوّده :
هامش
( 1 ) م : جرگه .
( 2 ) ف : بولخار .
( 3 ) م : حال سپاه .