تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
مخالفان را از فراز فصيل بر بساط تعطيل نشانيدند و گروهى ديگر در پناه چپرهاى « 1 » رزين و سپرهاى متين به استعانت سلّم و كمند « 2 » چون آتش بالطبع ميل به صعود نموده برجى از بروج آن قلعه به حيّز نصرّف درآوردند و حارسان را از يسار و يمين از محاربه مانع آمده قلعه‌اى به آن استوارى به اقبال پادشاه كامكار مفتوح گردانيدند . چون مفاتيح قلعه و ذخاير به قبضهء اقتدار خان عالىمقدار قرار گرفت ، با سپاه منصور متوجّه قلعهء اولاد كه محلّ اقامت آقا محمّد بود گرديد . آن حق ناشناس بر اين قضيّه وقوف يافته رعب و هراس اساس پندار و غرورش اندراس داد و قاصدان سخن‌دان و وسايط چرب زبان نزد خان عالىشأن ارسال داشته به جان امان طلبيد . انيس الحضرة الخاقانيّة به موجب آنكه ، بيت :
چون شدى بر عدوى خود قادر * عفو كن زان كه بىگنه كس نيست
بر عجز و بيچارگى او ترحّم نموده جرايد آثامش به زلال عفو محو گردانيد و قدوة الاشراف قاضى جهان و نظام الدّين احمد بيگ نور كمال را به قلعه ارسال نمود كه خاطر آقا محمّد را به عهد و پيمان مطمئن گردانيده به اتّفاق به خروج مبادرت نمايد . آن دو بزرگوار به موجب فرمودهء خان نزد وى رفته نقش خوف از صفحهء خاطرش زدودند و آقا محمّد به هدايت سرمدى سالك انقياد گرديده به عزّ ملاقات خانى « 3 » فايز گرديد . [ 127 ب ] پس از فراغ خاطر از اين مهمّ نوّاب خانى متوجّه سارى گشته والى آن ديار امير عبد الكريم - كه خامهء عنبرين شمّامه يك‌دو نوبت به ذكر مجملى از احوال وى و آقا محمّد روز افزون عطرافشان شده بود - ولد ارشد خود سلطان سيّد محمود را با دو هزار تومان نقد و ديگر تحف لايقه و هداياى رايقه به استقبال انيس الحضرة ارسال نموده اداى باج و خراج را ملتزم گرديد و تعهّد نمود كه چون موكب عالى خانى به درگاه خواقين پناه مشرّف گردد متعاقب به تلثيم قوايم سرير خلافت استسعاد يافته سعادت زمين‌بوسى پادشاه جم‌جاه دريابد . نوّاب خانى سيّدزاده مرسل را مشمول عاطفت و احسان بىاندازه نموده به تلبّس خلع فاخره مشرّف گردانيد و جهت امير عبد الكريم تاج و خلعت مناسب ارسال داشت .
هامش
( 1 ) ف : چترهاى . ( 2 ) ف : سمند . ( 3 ) ف : نزد وى . . . خانى : حذف .