روزى ديگر خواجه مظفّر بتكچى به آن بلده رسيده جراحات ايّام سابقه را به مراهم مراحم تبديل گردانيد و خواص و عوام را به مزيد عواطف بيكرانه مستمال ساخته اعلام رعيّتپرورى برافراخت . مواكب گردون مراتب پادشاهى و رايت جهانگشايى ظلّ الهى بعد از توجّه خليل سلطان در عرض سه چهار روز از كاليوش در حركت آمده كوچ بر كوچ متوجّه النگ رادكان گرديد . در اثناى راه خبر انهزام سلاطين ماوراءالنهر شيوع يافت . از استماع آن پادشاه گردون غلام را تأسّف بسيار روى داده در آن مرغزار نزهت آثار بساط نشاط و سماط عيش و انبساط ممهّد گردانيد و دده بيگ حاكم مرو را ، كه از توهّم سپاه اوزبك ولايت مفوّضهء خود را گذاشته به پايهء سرير خلافت گريخته بود ، بنا بر آن جبن و بددلى ، وى را ملبّس به لباس نسوان ساخته و بر دراز گوشى نشانيده عبرة للناظرين اردوى كيهانپوى گردانيدند . امّا در همان روز بار ديگر عنايت خسروانه شامل حال دده بيگ گشته به انعام و خلعت خاصّ اختصاص يافته به دستور در سلك امراى عظام منتظم گرديد : هم در النگ رادكان خاطر مهر آثار متعلّق به ترتيب زمرهاى از امراى و اركان دولت گشته بعضى را به لقب خانى موسوم گردانيد . از آن جمله زينل بيگ شاملو را منصب خانى داده به سبب تفويض ايالت هرات و توابع و مضافات پايهء قدر و منزلتش مرتفع ساخت و امير بيگ موصلو را نيز موسوم به سلطنت گردانيده قاين ( 93 ) و قهستان ( 94 ) را به اقطاع [ 114 الف ] وى مسلّم داشت .
پادشاه گردون توان پس از فراغ از اين مهام خير انجام طواف عتبهء كعبه مرتبهء امام همام ابو الحسن بن موسى الرضا - عليه التّحيّة و الثناء - بسته از النگ رادكان بدان مكان فردوسنشان شتافت . چنانچه شيوهء ستوده و شيمهء مرضيهء آن پادشاه مرتضوى خصال بود لوازم زيارت بجاى آورده نذور و صدقات به مجاوران آن آستان عرش آشيان رسانيد و از آن مقام واجب الاحترام به صوب ولايت بادغيس نهضت فرمود .
در آن مكان به وضوح پيوست كه جماعتى كه از معركهء غجدوان مراجعت نموده بودند صحرانشينان بادغيس اكثرى را غارت كرده به قتل رسانيده بودند و ايضا در حين عبور سلاطين اوزبك از آب مرغاب غاشيهء اطاعت ايشان را بر دوش كشيده موافقت آن جماعت را وجههء مرام داشتهاند ، بنابراين جهات قهرمان غضب اثير لهب به قتل عامهء آن بختبرگشتگان فرمان داده جوبيه سلطان
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 277
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٢٧٧