و چون خدّام علّامةالعلمايى مير سيّد شريف ثانى بواسطهء سوء المزاج امير نجم ثانى از منصب جليل القدر صدارت استعفا نموده متوجّه عتبات ساميات گرديده بودند و در آن اثنا از مشاهد مشرّفه عود نموده در فارس اقامت [ 112 الف ] داشتند خلع فاخره جهت وى ارسال داشته به عالىمنصب صدارت سر افتخارش قرين اكليل گردانيدند و بواسطهء رفع غبارى كه ميان آن دو بزرگ در هيجان بود يكى از بنات مكرّمات مير عبد الباقى به حبالهء مير سيّد شريف ثالث قرار گرفت . مير سيّد شريف از انتزاع آن دو نيّر عالى به وجود آمد و ساحت گيتى منوّر گردانيد .
القصّه پس از اجتماع عساكر نصرتنشان و تعيين مناصب آن دو بزرگ عالىشأن از آن منزل لواى جهانگشاى پادشاه عالمآراى به سلطان ميدانى خراميده زينل خان را با بعضى از امرا جهت منقلاى به حدود بسطام ارسال فرمود و موكب اقليمپيماى متعاقب منقلاى در اهتزاز آمده نواحى دامغان مضرب سرادقات عزّت گرديد . در آن منزل جناب سيف الانامى خواجه مظفّر بتكچى كه جهت تحصيل وجوه تقبيل « 1 » امير عبد الكريم و آقا محمّد روز افزون بود از دار المرز مقضى المرام مراجعت نموده به تقبيل بساطبوسى خلافت استسعاد يافت و بنا بر آنكه در باب سرانجام آن مهام شرايط نيكوخدمتى به ظهور رسانيده بود مجدّدا پرتو عنايت خسروانه شامل حال وى گرديد .
چون النگ بسطام از فرّ نزول موكب فلك احتشام با سپهر برين دم از مساوات گرفت امر هميون به عرض سپاه و مشاهدهء اسب و يراق مجاهدان كار آگاه صادر گشته صباحى ، كه خسرو انجم سپاه سپهر بر سرير افق متمكّن گرديده به عرض جنود ثوابت و سيّار فرمان داد و از لوامع تيغ برق كردار و اشعهء اسنّه آثارش فضاى بسيط زمين چون سپهر چهارم مزيّن و مضىء گردانيد ، امراى عظام و خوانين فلك احتشام و تواچيان بهرام انتقام و قورچيان هزبر كنام و ساير كمربندان كينه كوش و نهنگان پرجوش و خروش به جوشنهاى زرنگار پيكر خود را آراسته بر اسبان صبارفتار گردون آثار برآمده در ساحت درگاه عرش اشتباه صفآراى گشتند .
در آن صباح فيض انتباه پادشاه مؤيّد من عند اللّه مانند جمشيد خورشيد بر
هامش
( 1 ) ف : تحصيل وجود به قتل .