تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
تكلو را با جمعى كثير از عساكر بهرام انتقام بدان امر بازداشتند . جوبيه سلطان بر حسب فرمان داراى زمان ساحت آن ولايت از خون كشتگان لاله‌زار گردانيده اموال ايشان را به باد نهب و تاراج داد و نداى
وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
« 1 » به مسامع ساير صحرانشينان بادغيس رسانيده طنطنهء اقتدار در خم طاق سپهر دوّار انداخت . پس از آن موكب هميون در النگ بابا خاكى ، كه مرغزاريست در غايت نضارت و خضارت و طربناكى ، روزى چند اقامت ورزيده رعاياى دار السّلطنهء هرات ، كه ديدهء انتظار بر شاهراه پادشاه سپهر اقتدار داشتند و از وصول چتر هميون فال بدان منزل طربناك وقوف يافتند ، از سر قدم ساخته به اردوى كيهان‌پوى شتافتند و به تقبيل قوايم سرير خلافت سرافراز گشته زبان حال به دعاى دولت ابدى گشادند و به انواع التفات و اصطناع مباهى گرديده قدم بر مسند مراد نهادند . در خلال اين احوال امير نظام الدّين عبد الباقى جهت معظم مهام سركار سلطنت به اتّفاق جناب ايالت پناهى زينل خان شاملو به بلدهء [ 114 ب ] فاخرهء هرات شتافته قضاياى فرق برايا بر نهج عدالت فيصل دادند و به يمن اهتمام ملازمان خانى « 2 » امور ملك و ملّت دار السّلطنهء هرات بار ديگر در سلك نظام انتظام يافته فرق برايا و عامهء رعايا در مهاد امن‌وامان و رفاهيّت غنودند . خامهء عنبرين عمامه در طىّ واردات سابقه مرقوم قلم مشكين رقم گردانيده بود كه خواجه كمال الدّين محمود ساغرچى بعد از واقعهء غجدوان از آب آمويه عبور نموده در بلخ توقّف نمود و اطراف آن بلده را مضبوط ساخته چندگاه رايت مقاومت با سلاطين اوزبك برافراخت ، و در وقتى كه در آن بلدهء فاخره ذخيره‌اى باقى نمانده بود ، بويا سلطان به فرمان برادر خويش جانى بيگ سلطان عازم تسخير بلخ شده با سپاه فراوان از معبر ترمذ گذشته بلخيان به اطاعت ايشان مايل گشته خواجه محمود را با متابعانش اخراج نمودند ، لهذا به بدخشان ، كه در آن ولا مضرب سرادقات اقبال پادشاه مظفّرلوا بابر پادشاه بود ، رفته دو سه ماه در خدمت آن حضرت بسربرد و در ماه جمادى الآخر سنهء تسع عشر و تسعمائه كه بويا سلطان به اتّفاق ساير سلاطين ماوراءالنهر از آب عبور نموده
هامش
( 1 ) زلزال : 8 . ( 2 ) به يمن همت خانى .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 278 | ميرزا بيگ جنابدى