تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
تيمور سلطان ، چون حاكمى ذى شوكت در هرات نمانده بود ابو القاسم بخشى ، كه در زمان خاقان منصور سلطان حسين ميرزا در سلك اعاظم امراى بخشى منتظم مىبود و در زمان استقلال شيبك خان در طريق ارباب عزّت مسلوك مىنمود و در زمان تيمور سلطان منظور نظر تربيتش گشته به مراتب نهايت رسيده بود و ولدش در خدمت آن سلطان نيز مشير و مشار گشته اساس اقتدارش راسخ البنيان و شديد الاركان ارتفاع پذيرفته ، تا آنكه در اين هرج و مرج خواست حاكم مطلق العنان گردد و چون اعيان هرات وى را از اين حركت مانع بودند و ميانهء ايشان صورت خلافى روى نموده بود كارش از پيش نمىرفت از اهل شهر به كرخ ( 90 ) و حدود بادغيس شتافته از مردم و احشام آن ولايت دو هزار سوار و پياده فراهم آورده عنان عزيمت به صوب دار السّلطنهء هرات معطوف گردانيد . ارباب و كلانتران هرات چون بر آن حادثه وقوف يافتند برج و باره و دروب شهر را متانت داده خاطر بر مدافعه و ممانعه قرار دادند . ابو القاسم بخشى در باغ سرافراز ، كه از آنجا تا شهر نيم فرسخ است ، نزول نموده جمعى از مردم بلوكات را به خود متّفق گردانيده مدّت هشت روز در ظاهر هرات نشسته در تضييق حال مسلمانان كوشيد . پس از اين مقدّمات ، خبر قرب وصول امراى منقلاى به تواتر انجاميده نخست پيرى بيگ سلطان ، كه حكومت فوشنج ( 91 ) حسب الحكم واجب الاذعان به وى تعلّق گرفته بود ، با سيصد سوار از النگ رادكان ( 92 ) بر ساير قراولان سبقت گرفته صباحى به نواحى دار السّلطنهء هرات رسيده اهل هرات را از وصول سپاه منقلاى آگاه گردانيد و بىشايبهء توقّف و اهمال متوجّه مخالفان گرديد . در كوچه باغ سرافراز ميان متابعان ابو القاسم نيران قتال اشتعال يافته در تضاعف اين گيرودار اهل هرات قاطبة از عقب بخشيان داخل [ 113 ب ] باغ گشته دست به تاراج احمال و اثقال ايشان گشودند و سلك جمعيّت آن بىعاقبتان از اين اجتماع از هم گسيخته ابو القاسم تا حدود غرجستان عنان فرار بازنكشيد . غازيان عظام تيغ انتقام از نيام اقتدار كشيده شهاب الدّين غورى و قاسم كرخى را ، كه متابعت ابو القاسم اختيار نموده بودند ، با سيصد و يك نفر به قتل رسانيده و سرهاى ايشان را از ابدان جدا ساخته اجساد ايشان را طعمهء ذباب و كلاب گردانيدند « 1 » .
هامش
( 1 ) ف : و سرهاى . . . گردانيدند : حذف .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 276 | ميرزا بيگ جنابدى