تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
بلخ را گذاشته بودند بار ديگر آن عاقبت محمود به بلخ شتافت ، امّا اشراف و اعيان بلده به تصوّر آنكه شايد ايشان را به جرم اطاعت اوزبكيّه مؤاخذه نمايد آن جناب را از دخول مانع آمدند ، لاجرم متوجّه خراسان گشته پس از وصول به منزل پل چراغ ادهم نامى ، كه در شيوهء قطع طريق سلوك مىنمود و خود را از دولت‌خواهان اوزبك مىدانست ، در اثناى راه به آن جناب تلاقى گشته آن خواجهء پسنديده صفات را به قتل رسانيد . [ 115 الف ] چون اين اخبار در يورت بابا خاكى معروض ايستادگان درگاه خلافت گرديد خاطر خطير هميون به انتظام مهام ممالك بلخ و طخارستان مايل گرديده ديو سلطان روملو و امير سلطان تركمان را به جانب قبة الاسلام بلخ و محروسهء شبرغان ( 95 ) و اندخود ( 96 ) ارسال داشت مقرّر بر آنكه بعد از تسخير آن ولايت ، ديو سلطان به فرمانفرمايى بلخ و مضافات اشتغال نموده آن بلده را از تعرّض مخالفان صيانت نمايد و امير خان موصلو به جهت امداد زينل خان شاملو به جهت خراسان مراجعت نموده ولايت قاين و قهستان به اقطاع « 1 » وى معيّن باشد . امراى مأموره بر حسب فرمان مطاعه با فوجى از دليران نامدار ، كه مضمار كارزار را بر انجمن بزم در لاله‌زار ترجيح مىدادند ، متوجّه حدود ولايت مأموريه گشتند . پس از وصول به قصبهء شبرغان ، ارباب و كلانتران بلده به لوازم استقبال قيام نموده مراسم اطاعت و انقياد مرعى داشتند و ابواب شهر « 2 » را بر روى امرا مفتوح گردانيده مقاليد قلاع تسليم نمودند . از قبّة الاسلام نيز قضات و سادات و اشراف و اعيان شرايط نياز و پيشكش به تقديم رسانيده اظهار اخلاص و انقياد به عمل آوردند . امّا اهالى اندخود يكى از اهل فتنه را كه موسوم به قرابقّال بود سردار قرار داده ابواب فساد و سركشى مفتوح داشتند ، بنابراين ديو سلطان از شبرغان به ظاهر اندخود شتافته به ترتيب آلات قلعه‌گيرى پرداختند . قرابقّال نيز در مقام مدافعه ثبات ورزيده به مضمون مصرع : « سرى گرچه يكدم بود مغتنم دان » ابواب جنگ و جدال برگشود . زمان محاربه به شش روز امتداد يافته بالاخره به يمن دولت ابدى قهرا و جبرا آن بلده را مفتوح گردانيدند . ديو سلطان بعد از غلبه به قتل عام متوطّنان آن مقام فرمان داده صغير و كبير و برنا
هامش
( 1 ) ف : و قهستان به اقطاع : حذف . ( 2 ) ف : سپهر .