از دليران اوزبك از طرف باغ سفيد قريب به خندق آمدند و از اصابت پيكان دلنشان هرويان مجروح شده مأيوس مراجعت نمودند . چند نوبت ديگر از دروازهء فيروزآباد به قدم محاربه قريب به دروب و باره آمده از دستبرد ملازمان امير عماد الدّين مغلوب گشته با زخمهاى برى از اندمال راه فرار گرفتند .
در تضاعف اين داروگر ، عبيد خان به نواحى شهر رسيده در قريهء [ 110 ب ] آزادان و سقلمان نزول نمود و مكرّرا متابعانش تا كنار خندق درب ملك و دروازهء عراق تاخته رايت اقتدار برافراشتند ، امّا به معاونت و عنايت سرمدى و دولت و اقبال ابدى كارى نساخته دل خسته و مجروح معاودت نمودند . مدّت دو ماه آن دو سلطان شجاعت دستگاه ، گاهى به محاربه و گاهى به مصالحه ، پيش آمده فايدتى بر آن مترتّب نيافتند .
چون در آن سال ارتفاعات محروسهء هرات متوسط الحال آمده مع ذلك امراى ذو الاحترام جهت ذخيرهء قلعه و آذوقهء غازيان عظام بر حوالهء شهر و بلوكات غلّهء بسيار اطلاق نموده بدين واسطه تسعير حبوبات در غايت غلا بود و تنقيض به صغار و كبار و اهالى متوطّنان شهر رسيده در نهايت عسرت و شدّت بسر مىبردند ، امّا پرتو عنايت واهب المواهب از مهبّ الطاف نامتناهى بر وجنات روزگار محبوسان محصور تافته ميانهء جانى بيگ سلطان و عبيد خان مخالفت گونهاى روى داده در صباح روز نوروز كه در حقيقت نوروز عبارت از آن روز است هريك از آن دو سلطان از ظاهر هرات كوچ نموده به ماوراءالنهر توجّه نمودند . در آن روز فيروز به حقيقت نوروز ، هرويان را از نسيم عنايت ايزدى گل امانى در چمن مراد شكفته از محنت تضييق و تنقيص محاصره نجات يافتند و از محافظت برج و باره فارغ گشته به سر مزارع و بساتين خود شتافتند .
چون كنار آب مرغاب ( 88 ) محلّ آن دو سردار صاحب اقتدار گرديد محمّد تيمور سلطان از جيحون عبور نموده در حدود مرغاب بديشان پيوست و در تكليف مراجعت مبالغهء بسيار نموده عبيد خان با وى مرافقت نموده و جانى بيگ سلطان از موافقت و مرافقت وى اجتناب ورزيده بلا توقّف متوجّه مستقرّ خويش گرديدند . پس از آن مرتبهء ديگر عبيد خان با تيمور محمّد سلطان علم نهضت به صوب مشهد مقدّس و طوس برافراشتند . بعد از وصول ايشان اهالى آن [ 111 الف ] سرزمين ميمنتآيين به قدم اطاعت و انقياد استقبال نموده مقاليد بلدان
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 271
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٢٧١